مشخصات پژوهش

صفحه نخست /نسبت علم اجتماعی و فلسفه،‌ ...
عنوان نسبت علم اجتماعی و فلسفه،‌ جدال یا هم‌زیستی
نوع پژوهش مقاله چاپ‌شده در مجلات علمی
کلیدواژه‌ها علم؛ فلسفه؛ علم اجتماعی؛ شناخت‌شناسی؛ اثبات‌گرایی؛ تجربه‌گرایی
چکیده هدف از این نوشتار، تحلیل نظری نسبت علم اجتماعی و فلسفه است؛ بدین منظور سعی گردیده ضمن بررسی آرای گوناگون و نقد و بررسی آن‌ها، دیدگاهی تلفیقی در تبیین نسبت این دو معرفت بشری ارائه گردد. براساس بررسی‌های انجام‌گرفته، این نتیجه حاصل گردیده که بین علم و فلسفه به‌طور عام در اعصار سه‌گانه‌ی تاریخی مورد بررسی به‌جای جدال، نوعی هم‌زیستی و هم‌گرایی وجود داشته است. در حوزه‌ی علم اجتماعی نیز علی‌رغم فراز و فرودهایی که درنسبت علم اجتماعی با فلسفه اتفاق افتاده، هم‌زیستی بین این دو حکم‌فرما بوده است. علم اجتماعی ناگزیر است که به متافیزیک و اپیستمولوژی که هر دو ساحت‌هایی از فلسفه هستند، نیازمند باشد. این هم‌بودگی به آن‌جا کشیده شده تا برخی مدعی شوند علم اجتماعی نه‌تنها فلسفه‌زاد و فلسفه‌زی است، بلکه با حوزه‌هایی از قبیل ادبیات و هنر در دهه‌های پایانی قرن بیستم ارتباط تنگاتنگی برقرار کرده است.
پژوهشگران یارمحمد قاسمی (نفر اول)، محمدهادی عسگری (نفر دوم)