|
عنوان
|
مطالعه ای کیفی از پدیده خوسوزی زنان شهر ایلام
|
|
نوع پژوهش
|
مقاله چاپشده در مجلات علمی
|
|
کلیدواژهها
|
خودسوزی؛ خودکشی تقدیرگرایانه؛ مردسالاری؛ خشونت خانگی
|
|
چکیده
|
خودکشی به عنوان نابودکردن آگاهانه خویش برای رهایی از موقعیت غیرقابل تحمل تعریف شده است و در واقع یکی از پدیدههای تاسف آوری است که دارای ابعاد شناخته شدهی روانی، اجتماعی، فرهنگی، بیولوژی و پیامدهای اقتصادی، انسانی میباشد. اقدام به خودکشی به روش خوسوزی خشنترین و دردناکترین روش درجهت پایان دادن به زندگی است، خودسوزی مرگ یک زندگی است؛ زندگی زنانی که پس از سالها صبر و انتظار در تلخیهای زندگی، جز خودسوزی طریق دیگری را برای رهایی ندیدهاند. هدف این پژوهش مطالعه پدیده خودسوزی در بین زنان شهر ایلام با استفاده از روش کیفی میباشد که برای این رسیدن به این منظور، مصاحبههای عمیقی با 12 نفر از اقدام کنندگان به خودسوزی در سالهای اخیر انجام گرفت. پشتوانه نظری ما در این پژوهش نگاهی به دو نظریه میباشد یکی تئوری خودکشی دورکیم؛ با این ادعا که خودسوزی زنان ایلامی روایتی از خودکشی تقدیر گرایانه دورکیمی میباشد. و دیگری دیدگاه فمنیستها و توجه به اینکه فرهنگ مردسالار حاکم بر جامعه ایلام بیشترین نقش را در آسیب رساندن زنان به خود ایفا میکند. یافتههای این مطالعه کیفی ضمن بیان عناصر عمومی پدیده خودسوزی از قبیل کمسوادی، بیکاری و نظایر آن، مقولههای خاصی نیز به دست داد این مقولهها عبارتنداز: الگوهای جنسیتی سنتی (در قالب مردسالاری و تعصب گرایی، خشونت خانگی)، برچسب زدن، محرومیت، و افسردگی زنان خودسوز. مقولههای مذکور با استناد به دادههای مصاحبهای بیانگر ماهیت چند بعدی پدیده خودسوزی زنان در شهر ایلام می باشد.
|
|
پژوهشگران
|
زهرا رضایی نسب (نفر اول)، دکتر خدیجه سفیری (نفر دوم)
|