|
عنوان
|
بررسی و تحلیل وجه تصویری شعر «ققنوس» از نیما یوشیج
|
|
نوع پژوهش
|
مقاله چاپشده در مجلات علمی
|
|
کلیدواژهها
|
نیما یوشیج ققنوس بوطیقای تصویر سمبولیسم تصاویر عینی
|
|
چکیده
|
شیوههای تصویرپردازی از ادبیات کلاسیک تا مدرن، به تبعیت از جهانبینی انسان هر عصر، دچار تحولاتی اساسی در نوع کارکرد و حوزههای معنایی شده و از عنصری غالباً حاشیهای و روبنایی در شعر کلاسیک، تبدیل به عنصری محوری و زیربنایی در شعر نو گردیده است. نیما یوشیج که طلیعهی ظهور مدرنیسم در شعر فارسی به شمار میآید، علاوه بر تحولاتی که در ساختمان بیرونی شعر پدید آورد، به تبعیت از نگاه و فلسفهی مدرن، تحولی عمیق در حوزههای معنایی نیز ایجاد کرده است؛ تحول در بوطیقای تصویر، انعکاسی است از نوسازی جهان فکری شاعر و عناصر اندیشگانی او که در قالب تصاویر شعری، ظهور بیرونی یافته است. نیما با عبور از دورهی اول شاعری خود، در آغاز دورهی دوم و با شعر ققنوس، تحول مهمی نیز در حوزهی تصویرپردازی شعر خود پدید آورد که بیش از هر چیز نشان از گذار او از مرحلهی توصیف و پای نهادن در راه تصویرپردازی نوین است. بررسی پیکرهی کلی شعر ققنوس نشان میدهد که در این شعر، نیما به نگاهی انداموار و منسجم در روایت دست یافته است که با وجود مختصر و موجز بودن آن، نه تنها به کمال یک روایت نزدیک شده است، بلکه به صورت جزیی و در تک تک تصاویر نیز نشان از دغدغهمندی شاعر برای ساختن و پرداختن تصاویر دارد شعر ققنوس به عنوان مانیفست شعری نیما، نشان از آن دارد که این اثر، با وجود نگاه سمبولیک آن به داستانی اساطیری، قرابتی انکارناپذیر با نگاه مدرن به تصویر دارد؛ فشردگی روایت و تصاویر به تبعیت از داستان کوتاه مدرن، بهرهگیری از تصاویر عینی با وجود ساختار انتزاعی و سمبولیک اثر، تغییر در مفهوم سمبولیک اثر و القای مفاهیم سیاسی و اجتماعی مد نظر شاعر، روایتمند کردن بسیاری از واحدهای تصویری به صورت مجزا و در سایهی روایتمندی کل اثر و همچنین غلبهی تصویر بر توصیف در ساختمان کلی شعر از جملهی این نشانهها به شمار میآیند.
|
|
پژوهشگران
|
سارا حسینی (نفر اول)، رحمان ذبیحی (Rahman Zabihi) (نفر دوم)، علیرضا شوهانی (نفر سوم)
|