|
چکیده
|
از آن جا که فقه مبتنی بر تعالیم اهل بیت پیامبر(ص) در طول تاریخ پرفراز و نشیب اسلام هماره در حاشیه بوده و دولت های اسلامی یکی از مذاهب فقهی اهل سنت را مبنا و محور اداره ی جامعه می دانستند و فقه امامیه به ندرت از چنین جایگاهی برخوردار بوده، بسیاری از مباحث سیاست داخلی و خارجی در فقه به طور مبسوط مورد بحث و بررسی قرار نگرفته است. در این مقاله برآنیم تا پاسخ دهیم که اصل و قاعده ی بنیادین در روابط دولت اسلامی با دولت های غیراسلامی چیست؟ آیا «جنگ و جهاد» است یا «صلح و همزیستی مسالمت آمیز» یا هیچ کدام، بلکه مبنای روابط «مصلحت اسلام و مسلمانان» است؟ آیا می توان یکی از عناصر سه گانه یاد شده را به عنوان اصل و قاعده از کتاب و سنت استنتاج کرد، تا مبنای تنظیم روابط خارجی دولت اسلامی با دولت های غیراسلامی قرار گیرد؟
|