|
چکیده
|
آثار برجسته ملل مختلف ، به ویژه ملتهایی که اشتراکات فرهنگی و زبانی با ایران داشتهاند ، همواره مورد توجه ادیبان و ادب دوستان دورههای مختلف بوده است . یکی از نمونههای این آثار کتاب « پنجه تنتره » هندوان است که برزویه طبیب برای آوردن نسخهای از آن مأمور شد . او توانست این کتاب را از سانسکریت به زبان پهلوی برگرداند و ابوابی به آن بیافزاید . بعد از بازنویسی این کتاب به زبان عربی توسط ابن مقفع ، سپس به فارسی آراسته در قرن 5 و در هند توسط نصراله منشی ، در شهر موصل شخصی به نام عبداله بخاری از کتاب کلیله و دمنه ترجمهی دیگری به نام داستانهای بیدپای کرد . در قرن 9 نیز ملاحسین واعظ کاشفی کتاب انوار سهیلی خود را از روی کلیله و دمنه منشی به شکلی دیگر بازنویسی کرد . این پژوهش بر آن است که به تطبیق و بررسی شاخصههای ادبی و شیوههای بلاغت در دو اثر ( داستانهای بیدپای و انوار سهیلی ) بپردازد . از این رهگذر فرضیهی تحقیق بر این اصل استوار است که آیا شاخصههای ادبی و شیوههای بلاغت در کتب مذکور یکسان میباشد . با بررسی و تطبیق شاخصههای ادبی کتاب داستانهای بیدپای و انوار سهیلی در مییابیم که نثر کتب مذکور ساده و به زبان عامه میباشد اما گذشت زمان و تغییر و تحّول نثر فارسی موجب شده است که این دو اثر از نظر به کارگیری آرایههای ادبی ، تفاوتهای زیادی با هم داشته باشند .
|