|
عنوان
|
بررسی روند و پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با استفاده از داده های ماهواره ای و مدل زنجیره ای مارکوف
(مطالعه موردی: دشت مهران– استان ایلام)
|
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه
|
|
کلیدواژهها
|
.
|
|
چکیده
|
پیششرط اساسی برای مدیریت بهینه منابعطبیعی آگاهی از الگوی کاربری اراضی است. مدلسازی الگوی مکانی-زمانی جهت درک فرایند تغییر و تعیین عوامل مؤثر بر آن طی گذشته و پیشبینی برای آینده اطلاعات ارزشمندی را فراهم میکند. در این مطالعه جهت بررسی روند تغییرات کاربری زمین در گذشته از تصاویر ماهوارهای سالهای 1363، 1380 و 1393 استفاده شده است، بهاین صورت که 6 کلاس کاربری در منطقه مورد مطالعه تعیین شده و نقشه کاربری اراضی سالهای مورد مطالعه تهیه شد؛ براساس نتایج بهدست آمده طی دوره زمانی 30 ساله بهطور کلی 8/12081 هکتار از سطح اراضی منطقه دچار تغییر شده است. تأثیر عوامل فیزیوگرافی و انسانی بر تغییرکاربری زمین از روش آماری رگرسیون لجستیک برآورد گردید، که بنابه نتایج حاصل متغیرهای ارتفاع از سطح دریا و جهت شیب رابطه مستقیم و تأثیر مثبت بر تغییرات و متغیرهای شیب منطقه، ارتفاع از سطح دریا، فاصله از مناطق مسکونی، فاصله از آبراهه و فاصله از چاههای بهرهبرداری با تغییرکاربری رابطه معکوس دارند. مدل تلفیقی CA-Markov جهت پیشبینی تغییرکاربری اراضی و برای سالهای 1393، 1403 و 1413 مورد استفاده قرار گرفت. این مدل ترکیبی از مدلهای رگرسیون لجستیک، زنجیرهمارکوف و سلولهای خودکار میباشد. صحتسنجی مدل از طریق مقایسه نقشه شبیهسازی شده و نقشه واقعی سال 1393 صورت گرفت که ضریب کاپای حاصل از Cross معادل 25/84 درصد بود که بیانگر قابلیت بالای مدل در پیشبینی میباشد. جهت بررسی تأثیر عوامل اقتصادی-اجتماعی بر تغییرکاربری اراضی در منطقه مورد مطالعه، دو جامعه آماری کارشناس و بهرهبردار انتخاب شد. تعیین نمونه براساس جدول مورگان و از روش نمونهگیری طبقهای با و بهصورت تصادفی انجام شده و پرسشنامه بین آنها توزیع شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی شامل میانگین، واریانس، انحراف معیار و از آمار استنباطی شامل آزمون t و آزمون تجزیه و تحلیل واریانس فریدمن استفاده شد. بنابه نتایج حاصل عوامل اقتصادی، فنی، زیستمحیطی، جنگ، طرحهای توسعه و عمرانی، اجتماعی و فرهنگی با میانگین بالای عدد ثابت 3 از دیدگاه کارشناسان و بهرهبرداران بر تغییرکاربری اراضی مؤثر هستند و همچنین عوامل قانونی و دولتی، جمعیتی و ضعف سازمانهای نظارتی از دیدگاه کارشناسان برتغییر کاربری اراضی تأثیر مثبت دارند و از دیدگاه بهرهبرداران تأثیر چندانی برتغییرکاربری ندارند. همچنین نتیجه حاصل از آزمون فریدمن نشان داد که عامل زیستمحیطی باداشتن بیشترین میانگین رتبه، بیشترین تأثیر را بر تغییرکاربری اراضی دارد و عوامل قانونی و دولتی و اقتصادی در رتبههای بعدی قرار دارند.
|
|
پژوهشگران
|
زهره شهبازیان (دانشجو)، نورالدین رستمی (استاد مشاور)
|