|
چکیده
|
یکی از مسائل مهمی که در مباحث فقهی وجود دارد، نقش قواعد فقهی در علوم مختلف است که از جمله آن علوم، علم تربیت و نظام تربیتی است. با نظر به اهمیت امر تربیت و تأثیراتی که بر زندگی آینده متربی دارد، ضرورت شناسایی، تعیین و تبیین نقش قواعد فقهی بر نظام تربیتی به خوبی نمایان میشود. این رساله با هدف تبیین نقش قواعد فقهی در ارکان نظام تربیتی و با روش کیفی از نوع توصیفی – تحلیلی، مبتنی بر مطالعهی کتابخانهای انجام گرفته است. در این راستا قواعد فقهی مختلفی مورد تحلیل قرار گرفت؛ اما از میان آنها قواعد لاضرر، لاحرج، عدالت، اتلاف و شروط بیشترین تأثیر را در این نظام دارا بودند. تأثیر این قواعد بر نظام تربیتی به دو صورت استنتاج؛ یعنی استخراج مبنا، اصل و روش تربیتی از قواعد و اصلاح؛ یعنی عرضه مبانی، اهداف، اصول و روشهای تربیتی به کار گرفته شده در نظام تربیتی اسلام به این قواعد جهت تعیین حدود و شیوه به کارگیری آنها برای کارآمدتر نمودن ارکان نظام تربیتی اسلام میباشد. مهمترین نتایج و دستاوردهای این تحقیق عبارتاند از: استخراج مبنای ضعف از قاعده لاحرج، تبیین تأثیر برخی قواعد فقهی در دستیابی به اهدافی چون اصلاح رابطه فرد با خدا، اصلاح رابطه فرد با دیگران، اصلاح رابطه فرد با خود و اصلاح رابطه فرد با طبیعت؛ اصطیاد اصول مهمی همچون: اصل رعایت توان متربی، اصل مسامحت، اصل عدل، اصل مسئولیتپذیری، اصل وفای به عهد و شناسایی برخی طرق پاسداشت اصل عزت و کرامت، اخذ روشهای تربیتی چون روش تجدیدنظر در تکلیف، روش مرحله نمودن تکلیف، روش مواجهه با نتیجه اعمال و تعیین حدود و شرایطی برای استفاده از برخی روشهای تربیتی مانند روش تنبیه، روش الگوپذیری، روش محبت و روش عفو و گذشت.
|