|
عنوان
|
روند تجزیه لاشبرگ برخی از درختان جنگلی و بررسی ویژگیهای خاک در کاربریهای مختلف
|
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه
|
|
کلیدواژهها
|
.
|
|
چکیده
|
تجزیه لاشبرگ یکی از مهمترین فرآیندهای اکولوژیکی برای تعیین چرخه عناصر غذایی و عملکرد اکوسیستم میباشد. هدف این پژوهش بررسی روند تجزیه لاشبرگ برخی از درختان پهنبرگ و سوزنیبرگ در چهار دوره زمانی (60 ، 120، 180، 240 روز) و مطالعه ویژگیهای خاک در کاربریهای باغ، کشاورزی و جنگل است. بر این اساس، از مناطق مختلف ایلام لاشبرگ پنج گونه درختی بلوط، بنه، زالزالک، سرو زربین و کاج جمعآوری و به آزمایشگاه منتقل شدند. لاشبرگها درون کیسههای لاشبرگ (جنس نایلونی با قطر منافذ دو میلیمتر و اندازه 20×20 سانتیمتری) در سه کاربری جنگل، باغ و کشاورزی در زیر خاک سطحی قرارگرفتند. شاخصهای کیفی تجزیه لاشبرگ و ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک در دورههای زمانی مختلف بررسی شدند. همچنین تجزیههای آماری به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی توسط نرم افزار SAS انجام شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد بیشترین و کمترین میزان ماده آلی از دست رفته در زمان 240 روز به ترتیب از لاشبرگ بنه (34درصد) و در زمان 60 روز از لاشبرگ سرو (14 درصد) بود. بیشترین نرخ تجزیه لاشبرگ و حد نهایی تجزیه در لاشبرگ بنه و بلوط مشاهده شد. همچنین، بیشترین میزان هوموسی شدن در سه کاربری مختلف مربوط به لاشبرگ بنه و سرو و کمترین میزان در کاربری جنگل مربوط به لاشبرگ بلوط با 35/0 بخش بود. با گذشت زمان و افزایش روند تجزیه در زمان 240 روز میزان آزاد سازی فسفر از لاشبرگ بلوط و بنه بهطور چشم-گیری افزایش یافت. همچنین، در زمان 120 و 240 روز بیشترین میزان آزادسازی پتاسیم از لاشبرگ بلوط و زالزالک و کمترین از لاشبرگ سرو بهدست آمد و بیشترین میزان آزادسازی مس و روی در زمانهای مختلف از لاشبرگ کاج و کمترین از لاشبرگ بنه و سرو بدست آمد. نتایج نشان داد میزان هدایت الکتریکی در کاربری باغ و اسیدیته خاک در کاربری کشاورزی نسبت به سایر کاربریها اختلاف معنیداری داشتند. بهره میکروبی در فصل بهار در کاربری جنگل با mgCmic/gCorg 87/2 و بیومس میکروبی کربن در فصل بهار و تابستان در کاربری جنگل بیشترین میزان بودند. علاوه بر این، بیشترین میزان فسفر و پتاسیم درکاربری باغ به ترتیب با 2/18 و6/684 میلیگرم بر کیلوگرم و کمترین در کاربری جنگل به ترتیب با 6/11 و 3/427 میلیگرم برکیلوگرم بود و بین میزان مس و روی در کاربریهای مختلف اختلاف معنیداری مشاهده شد. باتوجه به نتایج بدست آمده، به نظر میرسد در اکوسیستمهای جنگلی مورد مطالعه در زاگرس دو گونه درختی بنه و بلوط نقش مهمی در بهبود چرخه عناصر غذایی و افزایش حاصلخیزی خاک دارند. براین اساس، به منظور احیای جنگلهای زاگرس و بهبود حاصلخیزی خاک کاشت گونه بنه در کنار بلوط میتواند در اولویت پروژههای احیایی قرار گیرد و با وجود گونههای بومی با نرخ تجزیه مطلوب تا حد امکان از ورود سوزنی برگان در این عرصهها اجتناب کرد.
|
|
پژوهشگران
|
مسعود بازگیر (استاد راهنما)، شکوفه اصغرزاده (دانشجو)
|