|
عنوان
|
مطالعه تجربه زیسته جوانان در مواجهه با چگونگی برساخت هویت جمعی
|
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه
|
|
کلیدواژهها
|
هویت جمعی، جوانان، برساخت هویت، تجربه زیسته
|
|
چکیده
|
نظر به اهمیت هویتهای جمعی در فرآیند اجتماعی شدن، پژوهش حاضر با هدف مطالعه تجربه زیسته جوانان ملکشاهی در مواجهه با برساخت هویت جمعی انجام شده است. این مطالعه بر اساس پارادایم کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفته، جامعه هدف شامل تمام جوانان شهرستان ملکشاهی و محدوده زمانی پژوهش، ششماهۀ دوم سال 1399 میباشد. در این مطالعه نمونهگیری از نوع نمونهیابی هدفمند و با معیار اشباع نظری است که با 22 نمونه اشباع حاصل شد. برای گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختیافته و برای تحلیل دادهها از روش و تکنیک تحلیل تماتیک استفاده شده است. در نتیجه تحلیل دادهها از عبارات معنایی بیان شده توسط مصاحبهشوندگان، تعداد 198 کد اولیه استخراج شده و از این کدها 94 مفهوم شکل گرفته است. در مرحله بعد، از مفاهیم مذکور 35 تم فرعی تشکیل شده که این تمها نیز به نوبه خود 15 تم کلی را تشکیل دادهاند. نتایج پژوهش نشان داد که تعلق به هویت جمعی در جوانان ملکشاهی در سطوح محلی و خُرد، ملی، و فراملی (جهانی) برساخت شده است که در این میان معمولا تعلق به هویت ایلی و پس از آن تعلق به قومیت اهمیت بسیار زیادی در نزد جوانان ملکشاهی داشته و این نوع تعلقات در نظر آنان از اولویت برخوردار بوده است. درنهایت، باتوجه به یافتهها میتوان گفت: نیروهایی مانند سیستم آموزش و رسانههای جمعی رسمی بدنبال برساختن هویت ملی به عنوان هویت جمعی مطلوب برای جوانان ملکشاهی بودهاند، با این حال نیروهایی قدرتمند همچون نژاد و زبان، موقعیت جغرافیایی، خانوادهها، آداب و رسوم، تاریخ و پیشینه، تعصبات طایفهای و ایلی، دیگرستیزی ایلیاتی، فضای اجتماعی متعصبانه، اتحاد قومی، اجبار اجتماعی قبیلهگری، تعصبات فامیلی و علایق شخصی- توانستهاند هویت مطلوب برساختهشده توسط سیستم رسمی را کنار زده و هویتهای محلی ایلی و قومی را به عنوان هویت مطلوب جوانان ملکشاهی برساخت کنند.
|
|
پژوهشگران
|
یارمحمد قاسمی (استاد راهنما)، یداله احمدی (دانشجو)، بهروز سپیدنامه (استاد مشاور)
|