|
عنوان
|
تحلیل گفتمان انتقادی بدن در متون تعلیمی – تاریخی (قابوس نامه، کیمیای سعادت، گلستان سعدی، سیاستنامه، تاریخ بیهقی)
|
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه
|
|
کلیدواژهها
|
بدن، تحلیل گفتمان، اندرزنامههای تعلیمی- سیاسی، رویکردهای بدن، کنترل و مراقبت
|
|
چکیده
|
پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی به بررسی گفتمانهای بدن در پنج کتاب قابوسنامه، کیمیای سعادت، سیاست-نامه، تاریخ بیهقی و گلستان سعدی در بازۀ زمانی قرن پنجم تا هفتم میپردازد. دادههای تحقیق از بخشهای بدن-محور در متون مورد نظر انتخاب شدهاند. روش پژوهش بر اساس سه گانۀ توصیف، تفسیر و تبیین گفتمان انتقادی فرکلاف تنظیم شده است. چهارچوب نظری این مطالعه، برگرفته از رویکردهای نظری فوکو به مسئلۀ بدنمندی و بررسی بدن از دیدگاه تاریخی در آثار وی هستند. تحلیل زبانی و گفتمانی نشان میدهد که چهار رویکرد نسبت به بدن در قالب کلانگفتمانهای فرهنگی، فقهی، اخلاقی و سیاسی در متون مورد نظر شکل گرفته است: 1- گفتمان فرهنگی با ریزگفتمانهایی نظیر خِرد، انضباط در زندگی، میانهروی و خویشتنداری، کنترل زبان و منزلت طبقاتی، نحوۀ زیست بدن را در چارچوب ارزشهای فرهنگی یک طبقۀ اجتماعی خاص بازنمایی میکند. دال مرکزی این کلانگفتمان، «بدن محتشم در تقابل با بدن عوام» است. یکی از عوامل زیرساختی در شکلگیری این بدن، «پایگاه اجتماعی» است که با خردهفرهنگهای خود در کنترل و مراقبت بدن تأثیرگذار بوده است. 2- گفتمان فقهی با دال مرکزی «آخرتگرایی»، وجه بازدارندگی بدن را در قالب ریزگفتمانهایی نظیر طهارت، پاکی و ناپاکی، انضباط اعمال عبادی، کراهیت و بازدارندگی، کنترل زبان و پاداش و تنبیه برجسته نموده است. عوامل زیرساختی در شکلگیری این نوع بدن و کنترل و انحصار آن، «مذهب» و «بدن محمل گناهکاری» بوده است. 3- گفتمان اخلاقی با دال مرکزی «اخلاقگرایی و پاسداشت دیگری» و با ریزگفتمانهایی نظیر اصلاح و تنبیه، قناعت، پرهیز از بخل و ریا، کنترل زبان و مراقبت از نفس بر الزام بدن به پذیرش هنجارها و پرهیز از رذایل اخلاقی تأکید میکند. عوامل زیرساختی در شکلگیری این نوع بدن و کنترل آن، «قدرت»، «دین» و «تحولات اجتماعی- سیاسی» بوده است. 4- گفتمان سیاسی که با دال مرکزی «بدن برتر» نمودار شده است و بدنها را بر اساس مناسبات قدرت در یک جریان سلسلهمراتبی با مؤلفههایی نظیر فرادست و فرودست، فرمانده و فرمانبر ردهبندی میکند. ریزگفتمانهایی نظیر بدن برتر، نظام طبقاتی، دین و دولت، شایستهسالاری، دادگری، تشریفات، جاسوسی و تفحص، نظام مجازات، امور مالی و کنترل و مراقبت در قالب این بدن تعریف شدهاند. عوامل زیرساختی در شکلگیری این نوع بدن و کنترل و انقیاد آن، مقولههایی چون «بدن رعیت، دارایی پادشاه»، «لزوم بدنهای رام در امور سیاسی»، «سیاست ترس و وحشت» و «نظام انضباطی» بودهاند. طبق بررسیهای زبانی و گفتمانی، بدن در فاصلۀ این دو قرن تحت تأثیر عواملی نظیر تحولات سیاسی و اجتماعی، پایگاه طبقاتی، مذهب، نظام سیاسی قدرت با زیرساخت لزوم بدنهای رام و اخلاق بر مبنای رعایت موازین و هنجارها، تحت کنترل و محاصرۀ بیشتر قرار گرفته است.
|
|
پژوهشگران
|
علیرضا اسدی (استاد راهنما)، طاهره الله دادی (دانشجو)، محمد تقی جهانی (Mohammad Taghi Jahani) (استاد مشاور)، رحمان ذبیحی (Rahman Zabihi) (استاد مشاور)
|