|
عنوان
|
بررسی تطبیقی آراء خواجه نصیر الدین طوسی، جلال الدین دوانی و صدرالدین دشتکی در مباحث وجودشناسی
|
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه
|
|
کلیدواژهها
|
وجودشناسی، خواجه نصیرالدین طوسی، جلالالدین دوانی، صدرالدین دشتکی، مکتب شیراز، وجود، ماهیت، حکمت متعالیه.
|
|
چکیده
|
مسئله وجود، بهعنوان بنیادیترین مفهوم در فلسفه اسلامی، از آغاز در کانون توجه فیلسوفان مسلمان قرار داشته و در گذر زمان، صورتهای متنوعی از تحلیل و تفسیر را تجربه کرده است. یکی از محوریترین مباحث در این حوزه، نسبت میان وجود و ماهیت، است. ابنسینا با طرح دیدگاه خاص خود در باب عروض وجود بر ماهیت، بستری برای جدالهای معرفتشناختی و هستیشناختی بعدی را فراهم ساخت؛ دیدگاهی که با ابهاماتی در باب تحقق عینی یا ذهنی وجود مواجه شد و موجب تفسیرهای گوناگون از موضع مشائیان گردید. این اختلاف قرائتها نه تنها در بازخوانی فلسفه مشاء، بلکه در جهتگیری کلی مباحث وجودشناسی فلاسفه پس از او - از شیخ اشراق و پیروانش تا حکمای مکتب شیراز و صدرالمتألهین - نقشآفرین بود. پژوهش حاضر، با تمرکز بر آراء سه فیلسوف برجسته خواجه نصیرالدین طوسی، جلالالدین دوانی و صدرالدین دشتکی، در پی بازشناسی مبانی هستیشناسی نزد آنها و بررسی تطبیقی دیدگاههایشان است، تا از این رهگذر به فهمی دقیقتر از جریان تطور اندیشه وجود در فلسفه اسلامی دست یابد، و پیوندهای آن را با فلسفه متعالیه صدرایی، بهصورت زمینهای و غیرمستقیم برجسته سازد. روش تحقیق بر تحلیل توصیفی - تطبیقی استوار است و دادهها بر پایه مطالعه منابع اصیل و آثار تفسیری و تحلیلی گردآوری شدهاند. محورهای اصلی بررسی شامل اشتراک معنوی وجود، معنای اسمی و مصدری وجود، نسبت وجود و ماهیت، و مسئله زیادت وجود بر ماهیت است. مقایسه دقیق آثار این سه فیلسوف نشان میدهد که در عین اشتراک در مفاهیم پایه، تفاوتهایی در مبانی و روششناسی آنها وجود دارد؛ تفاوتهایی که در شکلگیری فلسفه صدرایی و تداوم سنت فلسفی اسلامی تا عصر صفویه و مکتب اصفهان نقشی مهم ایفا کرده است. از این منظر، پژوهش حاضر ضمن پرهیز از داوری قطعی، زمینهای فراهم میآورد برای بازخوانی تطور تاریخی مفهوم وجود و نقش مهم مکتب شیراز در پیوند سنتهای پیشاصدرایی با حکمت متعالیه.
|
|
پژوهشگران
|
سمیه منفرد (استاد راهنما)، ژاله مرادی (دانشجو)، شمس الله سراج (استاد مشاور)
|