مشخصات پژوهش

صفحه نخست /تأثیر مگنوتوکس و اسید آلی در ...
عنوان تأثیر مگنوتوکس و اسید آلی در جوجه‌های گوشتی چالش یافته با آفلاتوکسین B1 و کلستریدیوم پرفرنژنس
نوع پژوهش پایان نامه
کلیدواژه‌ها توکسین بایندر، مایکوتوکسین، اسید چرب زنجیر کوتاه، اسید سیتریک، استرس اکسیداتیو، اسید استیک، اسید پروپیونیک
چکیده تعداد 420 قطعه جوجه گوشتی (راس 308) به طور تصادفی به 7 گروه تقسیم شدند که هر گروه تیمارهای غذایی مختلفی دریافت کردند: 1) تیمار کنترل (جیره پایه بدون افزودنی و بدون چالش آفلاتوکسین و کلستریدیوم پرفرنژنس)؛ 2) تیمار A (جیره پایه بدون افزودنی و چالش یافته با آفلاتوکسین)؛ 3) تیمار AM (جیره پایه با مگنوتوکس و چالش یافته با آفلاتوکسین)؛ 4) تیمار AMO (جیره پایه با مگنوتوکس و اسید آلی و چالش یافته با آفلاتوکسین)؛ 5) تیمار AC (جیره پایه بدون افزودنی و چالش یافته با آفلاتوکسین و کلستریدیوم پرفرنژنس)؛ 6) تیمار ACM (جیره پایه با مگنوتوکس و چالش یافته با آفلاتوکسین و کلستریدیوم پرفرنژنس) و7) تیمار ACMO (جیره پایه با مگنوتوکس و اسید آلی و چالش یافته با آفلاتوکسین و کلستریدیوم پرفرنژنس). هر گروه به 6 تکرار تقسیم شد که در هر تکرار 10 قطعه پرنده وجود داشت. جوجه‌ها در تمام طول دوره تحت چالش آفلاتوکسین B1 (ppb500) بودند، اما از ابتدای دوره رشد تحت چالش کلستریدیوم پرفرنژنس (cfu 1× 108 در هر میلی‌لیتر به مدت 10 روز متوالی) قرار گرفتند. اسید آلی و مگنوتوکس در تمام طول دوره هر یک با غلظت 2/0 درصد به جیره پایه اضافه شدند. در مقایسه با گروه کنترل، AFB1 و C. perfringens به طور قابل توجهی افزایش وزن بدن BWG و شاخص بهره‌وری تولید اروپا EPEI را کاهش دادند، و AM این اثرات را کاهش داد. در چالش مشترک، AC بیشتر BWG و EPEI را مختل کرد، در حالی که ACMO نسبت تبدیل خوراک و EPEI را در طول روزهای 25 تا 42 به سطوح قابل مقایسه با گروه کنترل بازگرداند. قابلیت هضم مواد مغذی و معیارهای پرزها تحت هر دو چالش کاهش یافت. AC تعداد C. perfringens را افزایش داد، در حالی که AM و ACMO این اثرات را کاهش دادند و نسبت پرز به کریپت را تا روز 42 نرمال کردند. چالش ترکیبی AFB1 و C. perfringens بیان ZO-1 را کاهش داد، اما مکمل MTB و OAB سطوح ZO-1 و اوکلودین را به مقادیر کنترل بازگرداند و تمایل به افزایش بیان JAM-2 داشت. در نتیجه، مواجهه همزمان با AFB1 و C. perfringens اختلالات شدیدتری نسبت به AFB1 به تنهایی ایجاد کرد. MTB محافظت کننده بود و ترکیب آن با OAB کاهش در برابر هر دو چالش را افزایش داد. چالش مشترک با پرفرینژنس، کاهش افزایش وزن بدن و راندمان خوراک، افزایش فعالیت سوپراکسید دیسموتاز کبدی و مالون دی آلدئید، افزایش قطر ورید مرکزی، افزایش بیان NF-κB1، TNF-α و IL-6 ژژنوم و کاهش ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل کبدی و NRF2 و SOD1 ژژنوم (05/0> P). چالش مشترک همچنین تیتر آنتی‌بادی بیماری نیوکاسل را کاهش داد، تورم تارهای پنجه پا ناشی از فیتوهماگلوتینین را کاهش داد و نسبت هتروفیل: لنفوسیت را افزایش داد (05/0> P). اگرچه MTB چندین اختلال مرتبط با AFB1 را کاهش داد، MTB + OAB محافظت بهتری را در چالش مشترک ارائه داد، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل کبدی را افزایش داد، مالون دی آلدئید را کاهش داد، ساختار بافتی کبد (قطر ورید مرکزی) را بهبود بخشید و بیان ژن‌های ایمنی و آنتی‌اکسیدانی را به سمت سطوح کنترل، در کنار بهبود شاخص‌های عملکرد، سوق داد (05/0> P). در نتیجه، اگرچه مواجهه همزمان با AFB1 و C. perfringens آسیب‌های بیشتری نسبت به AFB1 به تنهایی ایجاد کرد، اما افزودن OAB به MTB عملکرد، پیامدهای اکسیداتیو، بافت‌شناسی و ایمونولوژیکی را بهبود بخشید و MTB+OAB را به عنوان یک استراتژی عملی برای جوجه‌های گوشتی تحت چالش همزمان مایکوتوکسین-روده‌ای تأیید کرد. چالش ترکیبی، سطح لیپوپروتئین کم‌چگالی LDL سرم را افزایش داد (05/0> P). افزودن توکسین بایندر این مقادیر را کاهش داد و اثر آن هنگام استفاده با اسیدهای آلی برجسته‌تر بود. جیره‌های حاوی توکسین بایندر همچنین نسبت LDL به لیپوپروتئین با چگالی بالا HDL ، ضریب آتروژنیک و نسبت خطر قلبی را در پرندگان آلوده به آفلاتوکسین و کلستریدیوم پرفرینجنس کاهش دادند (05/0> P). مکمل‌دهی با توکسین بایندر و اسیدهای آلی، بهبودهای بیشتری را در این شاخص‌های فیزیولوژیکی نسبت به توکسین بایندر به تنهایی ایجاد کرد. آفلاتوکسین و چالش‌های دوگانه، افت پخت را در عضله سینه‌ای بزرگ افزایش دادند و افت پرس و محتوای ماده خشک را در عضلات سینه‌ای بزرگ و ران کاهش دادند (05/0> P). قرار گرفتن در معرض آفلاتوکسین به تنهایی وزن نسبی قلب را افزایش داد (05/0> P). چالش ترکیبی، وزن سینه را کاهش و وزن قلب و کبد را افزایش داد (05/0> P). استفاده ترکیبی از توکسین بایندرها و اسیدهای آلی، نسبت به توکسین بایندر به تنهایی، بیشترین بهبود را در این صفات ایجاد کرد.
پژوهشگران حسن شیرزادی (استاد راهنما)، حسینعلی قاسمی (استاد راهنما)، مریم کریمی (دانشجو)، کامران طاهرپور (استاد مشاور)، محمد امیر کریمی ترشیزی (استاد مشاور)، عنایت رحمت نژاد (استاد مشاور)