این پژوهش با هدف بررسی تنوع ژنتیکی و روابط بین صفات زراعی در برخی ژنوتیپهای جو تحت شرایط دور آبیاری در فصل زراعی 1402-1401 در مزارع شهرستان ایوان از توابع استان ایلام انجام شد. آزمایش بهصورت کرتهای خردشده (اسپلیت پلات) در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار اجرا شد. تیمار اصلی شامل دور آبیاری در 3 سطح شامل دورآ بیاری 7، 12 و 17 روزه بود. تیمار فرعی نیز شامل 16 ژنوتیپ جو (14 لاین پیشرفته و 2 رقم شاهد) بود. در طول و پایان دوره رشد، صفاتی چون مدت زمان گلدهی (از تاریخ کاشت تا زمانی که 50 درصد سنبلهها از غلاف برگ پرچم خارج شدند) و مدت زمان رسیدگی (از تاریخ کاشت تا زمانی که 95 درصد بوتههای هرکرت کاملاً زرد شدند)، ارتفاع بوته، طول سنبله، طول پدانکل ، تعداد سنبله در بوته، تعداد دانه در سنبله، عملکرد بوته، وزن هزار دانه، عملکرد دانه، درصد پروتئین، درصد نشاسته و شاخص برداشت محاسبه شدند. جهت اندازه گیری صفات مورفولوژیک فوق الذکر، در هر کرت هفت بوته به طور تصادفی انتخاب و صفات مورد نظر اندازه گیری و ثبت شد. پس از آزمون همگنی واریانسها و نرمال بودن توزیع اشتباهات آزمایشی، تجزیه واریانس داده ها، تجزیه واریانس با استفاده از نرم افزار SAS 9.2انجام شد. مقایسه میانگینها با روش حداقل تفاوت معنیدار (LSD) در سطح 5 درصد انجام شد. نتایج نشان داد که بیشترین پروتئین دانه در تیمار شاهد و در ژنوتیپ 9 به مقدار 12.8 درصد حاصل شد. بیشترین پروتئین دانه در تیمار دور آبیاری 17 روزه و رقم 1 (شاهد، 15.4درصد) بود. در دور آبیاری 12 روزه نیز بیشترین پروتئین دانه در ژنوتیپ 8 درصد به مقدار 14.3 درصد حاصل شد. بیشترین میزان نشاسته در تیمار شاهد و در لاین 2 به مقدار 56.8 درصد وزن خشک حاصل شد که 56 درصد بیشتر از کمترین نشاسته در تیمار دور آبیاری 17 روزه و رقم 12 (46.7 درصد وزن خشک) بود. بطور کلی ژنوتیپهای 9 و 8 و 2 جزء ژنوتیپهای برتر از نظر نشاسته بودند. همچنین اثر متقابل دور آبیاری و ژنوتیپ بر عملکرد و اجزاء عملکرد معنادار بود. بطوریکه بیشترین عملکرد دانه در تیمار شاهد و در ژنوتیپ 9 حاصل شد. در دور آبیاری 12 روزه نیز بیشترین عملکرد دانه در ژنوتیپ 8 حاصل شد. تحت تنش دور آبیاری 17 روزه نیز بیشترین عملکرد دانه در ژنوتیپ 9 حاصل شد. بطورکلی ژنوتیپهای 9 و 8 و 2 جزء ژنوتیپهای برتر از نظر اجزاء عملکرد و عملکرد دانه بودند. همچنین در خصوص صفات کیفی پروتئین و نشاسته نیز ژنوتیپهای 9 و 2 جزء ژنوتیپهای برتر بودند. در تیمار تنش خشکی نیز این ژنوتیپها عملکرد بالاتری از سایر ژنوتیپها داشتند. در دور آبیاری 12 روزه، شاخصهای تحمل تنش و شاخص پایداری عملکرد STI بیشترین سهم را در تفکیک ژنوتیپهای جو ایفا میکنند. این یافته نشان داد که همزمانی تحمل تنش و پایداری عملکرد، کلیدیترین عوامل تعیینکننده سازگاری ژنتیکی و کارایی محصول در مواجهه با محدودیت آب هستند. وجود همافزایی میان TOL و STI بر این نکته تأکید میکند که بهکارگیری یک رویکرد انتخابی مبتنی بر این دو شاخص میتواند به بهبود پایداری عملکرد در مزرعه منجر شود و در نتیجه، انتخاب ژنوتیپهای مقاوم و پایدار در دورههای کمآبی تسهیل میشود. اگرچه نقش مکملی Yp/Ys و GMP/HM در توضیح واریانس نیز مشهود است، اثرگذاری بیشتر TOL و STI نشان میدهد که ترکیب کارایی پایه با پاسخ به تنش، به بهبود وضوح تفکیک ژنوتیپها کمک میکند. بعنوان یک رویکرد عملی پیشنهاد میشود که در فرایند انتخاب، بهطور همزمان از ترکیب TOL/STI و شاخصهای عملکرد پایه و پاسخ به تنش (Yp/Ys وGMP/HM) استفاده شود تا تعادلی میان پایداری بلندمدت و کارایی مطلوب در مزرعه به دست آید. این رویکرد میتواند به تصمیمگیری دقیقتر درباره ژنوتیپهای مناسب برای محیطهای با آبیاری محدود و احتمالاً تغییرات اقلیمی کمک کند.