یکی از مکتب های اخیر فلسفی که بر معماری تاثیر فراوان داشته است تفکر دیکانستراکشن است که توسط دریدا ارائه شده است نظریه واکاوی دریدا در معماری می تواند دریچه تازه ای جهت نقد آثار معماری فرا روی محققان قرا دهد، اما نتیجه آن در خلق آثار معماری نشان دهنده برداشتی ناقص از فهم مبانی نظری ساختارشکنی می باشد. ژاک دریدا خواندن را نوعی ساختارشکنی می داند او به دو نوع خواندن معتقد است، خواندن به شیوه کلاسیک که به درک معنای ظاهری اثر می انجامد و خواندن به شیوه ساختار شکنانه که ما را به معنای پنهان اثر میرساند و از این دیدگاه خواندن نوعی تاویل هرمنوتیک است. در این پژوهش آثار معماری بر پایه نظریه دریدا مورد بررسی قرار گرفته و میزان تاثیر پذیری آن از مبانی نظری این اندیشه مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج این تحقیق می تواند زمینه ای برای ارتباط مبانی نظری با خلق فضاهای خلاقانه معماری را فراهم آورد.