خشونت، رفتاری آسیبزننده به دیگری است و تحقیقات مختلفی نقش متغیرهای اجتماعی را در وقوع آن نشان دادهاند. خشونت در تمامی شکلهای آن یکی از مسائل اجتماعی ایران امروز است. بهطوریکه آمارهای مربوط به جرائم خشن در دههی گذشته و نیز نتایج تحقیقات نشان میدهند که جرائم خشونتآمیز در سالهای اخیر به اشکال و صور متعدد افزایش یافته است. لذا این پژوهش با هدف تبیین جامعهشناختی جرائم خشونتآمیز براساس مؤلفههای نظریه آنومی نهادی طراحی شده است تا در پرتو آن، تبیینی از جرائم خشن را ارائه دهد. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل ثانویه، دادههای استانی دو دهه اخیر مربوط به نهادهای اجتماعی و جرائم خشونتآمیز مورد تحلیل قرار گرفتهاند. یافتههای تحقیق نشان میدهند که حمایت تجربی از رویکرد نظریه آنومی نهادی در ایران در حد متوسطی است و در بین سازههای تعریف شده برای تبیین جرائم خشونتآمیز، اختلال و ضعف نهاد خانواده و اختلال در نهاد اقتصاد بیشترین تأثیر را دارند؛ اما احتمالاً متغیرهای آشکار انتخاب شده برای سنجش میزان ضعف در دو نهاد دیگر، توان تبیین کافی نداشتهاند. نتیجهی تحقیق، گزارههای نظریه آنومی نهادی مبنی بر بالا رفتن میزان جرائم خشونتآمیز در نتیجهی ضعیف شدن نهادهای غیراقتصادی را تأیید میکند. بدین معنا که رابطه نهادهای غیراقتصادی با جرم مثبت بوده است. در نتیجه میتوان گفت که نتایج نشاندهندهی اختلال و ضعف نهاد خانواده و نیز اختلال در نهاد اقتصاد بر تعادل نهادی قدرت است و میتوان ادعا نمود که جامعه ایران با نوعی ناموزونی و عدم تعادل نهادی قدرت و بهتبع آن رشد جرائم خشن مواجه است.