مزاحمت کلامی نوعی از مزاحمت خیابانی و اعمال خشونت علیه زنان است که زنان در جوامع مختلف از جمله ایران به انحای مختلف آن را تجربه میکنند و امنیت روانی، ذهنی و عینی آنان را به مخاطره میاندازد. پیامدهای نامطلوب آن بر فعالیت اجتماعی زنان و القای محیطی اشباع شده از ناامنی برای آنان مطالعه تجربه زنان در این مورد را ضروری میسازد. از این رو، هدف این پژوهش واکاوی دلایل و زمینههای بروز مزاحمت کلامی، راهبردهای مقابلهای و نیز پیامدهای این نوع آزاردیدگی برای دانشجویان دختر در فضاهای عمومی است. در این تحقیق با استفاده از روش نظریهپردازی زمینهای، افراد مورد مطالعه از طریق روش نمونهگیری هدفمند از بین دانشجویان دختر دانشگاه ایلام، دارای تجربهی حضور در مکانهای عمومی و دارای تجربه آزاردیدگی، انتخاب شدهاند و گردآوری دادهها با بهرهگیری از فن مصاحبهی نیمه ساختاریافته انجام شده است. دادههای بدست آمده با استفاده از امکانات نرم افزار تحلیل دادههای کیفی Maxqda نسخهی 2018 تحلیل شدهاند. در مرحلهی کدگذاری باز تعداد298 گزاره معنادار و 97 مفهوم اولیه به دست آمد. در مرحلهی کدگذاری محوری نیز با تلفیق مفاهیم، 45 زیر مقوله و 20 مقولهی محوری مشخص شد و با فهم دلالتهای نهفته در مفاهیم و مقولهها، به کشف مقولهی هسته مبادرت شد. نتایج تحقیق حاکی از «درماندگی آموخته شده» و عادت شدن نقش «قربانی منفعل» برای دختران است که به تقویت بسترها و شرایط مشحون از مؤلفههای فرهنگ مردسالارانه کمک میکند. ماحصل کلی تحقیق را بایستی ذیل مقولهی هستهی تحقیق یعنی « مرسوم شدن سکوت زنان در برابر آزارگری » مورد تحلیل قرار داد که اشکالی از خرده فرهنگ انحرافی را پرورش میدهد.