مقدمه: با توجه به پر بسامد شدن آمارهای خودکشی در ایران و روند رو به رشد آن، از دههی 1370 مطالعاتی پیرامون این پدیده انجام شده است اما مطالعات حول یک سئوال مشترک، غالباً نتایج ناهمسویی را به دست دادهاند. لذا هدف این پژوهش، ترکیب یافتههای پژوهشهای کیفی انجام شده در مورد خودکشی در ایران به منظور کسب نتیجهای منسجم از یافتههای آنها است تا دلایل و بسترهای بروز کنش خودکشانه را مورد واکاوی قرار دهد. روش: در این پژوهش، از روش فراترکیب استفاده شده است. جامعهی آماری، مقالههای پژوهشی حاصل از مطالعات خودکشی در ایران که در مجلات علمی به زبانهای فارسی و انگلیسی چاپ شده و در پایگاههای علمی مستندسازی شدهاند. بر اساس ملاکهای تمام متن بودن، حاصل مطالعه کیفی و میدانی بودن، 29 مقاله به عنوان نمونه انتخاب شد. با استفاده از نرم افزار Nvivo12 به کدگذاری باز و محوری دادهها مبادرت شد. اعتبار پژوهش مورد تایید متخصصان قرار گرفته و پایایی تحقیق براساس ضریب کاپای کوهن، 782/. است. یافتهها: نابسامانی خانواده، مدیریت نابهنجارانه خانواده، فشار اجتماعی، رابطه زناشویی تنشآلود، ناهمترازی سنت، دسترسی به ابزار خودکشی، سترونسازی خودکشی و طرد اجتماعی، فقدان حمایت از بهگشتی و بازگشت به اجتماع، و نیز اختلال در روابط اجتماعی از مهمترین یافتههای تحقیق بودهاند. بحث: نتایح تحقیق حاضر حاکی از آن است که در تمام تحقیقات موصوف پر تکرارترین مقولهی مرتبط با اقدام به خودکشی، کژکارکردی و آسیبزا بودن وضعیت خانوادگی سوژههای مورد مطالعه بوده است. پس از آن به ترتیب حوزههای فرهنگ، اجتماعی، فردی و حوزهی اقتصادی قرار دارند. در نتیجه از تلفیق محتوای مقولهها، مقولهی هستهی«خودکشی محصول سازوکار طرد فراگیر» استخراج شده است، به گونهای که همآیندی و بر همکنش مقولات ناهمترازی سنت و مدیریت نابهنجارانهی خانواده منجر به شکلگیری ساز و کار حذف از درون خانواده شده و در هم گشتی با سترونسازی رفتار خودکشانه توسط اقدام کنندگان به خودکشی عمل میکند.