زمینه و هدف: مرز به عنوان یک عنصر تمایزبخش و غیریتساز، به واسطهی تحدید، تعلیق و انتظام بخشیدن به روابط انسانهای دو سوی مرز دارای آثار و پیامدهای سیاسی، نظامی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خاصی است که حیات اجتماعی مرزنشینان را به طور خاص و جوامع همسایه را به طور عام تحت تأثیر قرار میدهد. لذا هدف پژوهش حاضر این است که تجربهی زیستهی مرزنشینی در شهرستان چوار را مورد کنکاش قرار دهد. روش: این پژوهش، با روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شدهاست. جامعهی آماری آن مرزنشینان شهرستان چوار است که تعداد 18 نفر از آنان با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند با معیار اشباع نظری بهعنوان نمونهی تحقیق انتخابشدهاند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبهی عمیق و روش تحلیل دادهها، روش اسمیت و همکاران است و کدگذاری دادهها با استفاده از نرمافزار Maxqda18 انجام شده است. برای اعتباریابی از معیار مقبولیت و باورپذیری استفاده شده و اطمینانپذیری از طریق روش ممیزی توسط متخصصان، محقق شد. یافتهها: یافتههای تحقیق حاکی از تنوع تجربهی زیستهی مرزنشینان از نظر تاریخی است که قابل تفکیک به سه مقطع زمانی است. آنان این دورهها را بر اساس تحولات مرزی برساخت نمودهاند: دورهی پیش از جنگ تحمیلی را با مضمون مرز به مثابهی امکان؛ دورهی جنگ تحمیلی را با مضامین بیگانههراسی، اجتماع بیمناک و مخاطرهآمیز، تعلیقیافتگی زندگی و دوگانهی سیالیت/ مقاومت؛ و نهایتاً دورهی پس از جنگ را با مضامین توسعهنیافتگی، همآیندی مرز و رنج و نیز بازاندیشی موقعیتمندانه. نتایج: احساس تعلق به وطن و وفاداری به کشور در بین مرزنشینان مورد مطالعه بالاست میزان بیکاری، فقر و دشوارزیستی نیز در بین آنان زیاد است و به همین دلیل مشکلات معیشتی اجتماعشان را بیمزده و همآیندی مرز با رنج را برایشان به ارمغان میآورد.