با توجه به شتاب تغییرات جوامع، شاهد دگرگونیهای اساسی در زیست جهان آنها میباشیم و این دگرگونی در جوامع عشایری و شهری بیشتر خود را نشان میدهد. پژوهش حاضر به منظور شناخت تغییرات حاصله در زیست جهان ایل خزل در گذر از زندگی عشایری به زندگی شهری انجام پذیرفته است. با توجه به ماهیت برساختی پدیدۀ مورد مطالعه پارادایم تحقیق کیفی و روش مورد استفاده نظریۀ زمینهای (گراندد تئوری) میباشد. اطلاع رسانها شامل 37 نفرند که با روش نمونهگیری هدفمند تعیین و کفایت آنها از راه اشباع نظری تعیین گردید. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبۀ نیمه ساختاریافته است. قابلیت تصدیق دادهها از طریق بهرهگیری از نظرات داوران و قابلیت انتقال از راه مقارنه و مقایسۀ یافتههای به دست آمده با پیشینههای تجربی و مفاهیم نظری مندرج در چارچوب مفهومی حاصل گردید. یافتههای پژوهش بر اساس مدل پارادایمی عبارتند از. شرایط علی: امتناع از زیست عشایری، مدرنیزاسیون. شرایط زمینه ای: رشد دی.ان سالاری، آموزش و پرورش نوین، جاذبههای شهر نشینی، مردد سرشتی دولت، جهانی شدن. شرایط مداخله ای: پیامدهای جنگ تحمیلی، تغییرات مرزی، وقوع انقلاب اسلامی، مضیقههای زیست محیطی، کمبود نیروی حرفه ای. راهبردها: در تکاپوی ایل واره گی، بازسازی فرهنگ ایلایاتی، نو.ستالوژی ایل زیستی، یاریگری محفلی، بازسازی حس تعلق به مکان و نوگرایی. پیامدها: مشارکت گریزی، فردی شدن زندگی، چالشهای فردگرایی خودخواهانه، احساس در حاشیه بودگی، در کشاکش غایت یابی، تضعیف نهاد شیخوخیت، فرسایش هنجاری، دگرگونی ساختاری خانواده و خویشاوندی، ارتقاء سطح معیشت، چالشهای معنایی زیست شهری. . مقوله هسته :در باب برزخ مقاومت و همسازی است. بحث: دگرگونی در نظام خانواده و خویشاوندی با موارد مثل نغییر نقش زنان بهبود جایگاه زنان، دموکرات شدن خانواده، تحول نگرش به فرزندآوری تحولات ازدواج و اضمحلال خویشاوندی نمود یافته است و این موضوع با دگرگونی جوامع از همبستگی مکانیکی به همبستگی ارگانیکی دورکیم همسو میباشد.