مصرف کالاهای فرهنگی و ترجیحات ذوقی در عرصه فرهنگ و هنر به دلیل تنظیم و بازتولید ساختار اجتماعی اهمیت فراوانی دارد. هدف: هدف این مطالعه شناسایی وضعیت مصرففرهنگی زنان شهرستان ایلام در سال1397 است. روش بررسی: این مطالعه بر اساس رویکرد کیفی و با روش پدیدارشناسی انجام شد. به این منظور مصاحبههای نیمهساختارمند با 71 زن 71 سال به بالا ساکن در شهرستان ایلام صورت گرفت که در طی آن زنان تجربیات خود را در این خصوص بیان نمودند. دادههای به دست آمده از این مصاحبهها با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: 9 سنخ از یافتهها استخراج شد که میتوانند دیدگاه زنان از پدیده مصرففرهنگی را به تصویر کشند. این سنخها عبارتند از: مصرففرهنگی نمادین و هویتی، مصرففرهنگی فراغتی و مصرففرهنگی اقتضایی-کاربردی. نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه توانست تصویری روشن از دیدگاه زنان که همگی به نوعی پدیده مصرف فرهنگی را تجربه نمودهاند ارائه دهد. تجربیات زنان از این پدیده نشان داد که آنها مصرف فرهنگی را امری نمادین برای ابراز هویت خود در مقابل دیگران میدانند. زنان برای گذران اوقات فراغت، مصرفی منفعل دارند و میتوان گفت مصرفکالاهای فرهنگی زنان در شهرستان ایلام اقتضایی از شرایط زندگی میباشد. این یافتهها مفاهیم مهمی را در عرصه مصرففرهنگی ارائه دادهاند که میتوان با استفاده از آنها برنامههایی آموزشی برای جهتدهی درست مصرف فرهنگی زنان تدوین نمود.