با وجودی که تصور بر آن است که با رشد شهرنشینی، زندگی روستایی و بالتبع خانه روستایی به محاق خواهد رفت اما مشاهدات میدانی نگارندگان در منطقۀ مورد مطالعه حکایت از گسترش فزایندۀ خانههای دوم روستایی در تمام روستاهای آن دارد. پدیده احداث خانههای دوم در نواحی روستایی، بهویژه در شهرستان چوار استان ایلام، با وجود گسترش روزافزون آن، تاکنون از منظر معنایی و جامعهشناختی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با هدف واکاوی دلالتهای معنایی احداث خانه دوم در این منطقه، تلاش دارد برداشتها، انگیزهها و تفاسیر صاحبان خانههای دوم را با بهرهگیری از رویکرد پدیدارشناسی تفسیری روشن سازد. سئوال اصلی پژوهش این است که پیشرانهای گسترش خانۀ دوم روستایی کدامند؟ و گسترش خانههای دوم روستایی با چه پیامدهایی همراه بوده است؟ پژوهش با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری و تکنیک مصاحبه عمیق در بین نمونهای 22 نفره از صاحبان خانههای دوم روستایی که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدهاند، انجام گرفته است . یافتههای تحقیق نشان میدهند که احداث خانه دوم نهتنها با انگیزههایی چون فراغت، بازگشت به ریشهها، نمایش منزلت و تمایز اجتماعی پیوند دارد، بلکه برای بسیاری از افراد دارای بار معنایی عمیقی چون تعلق، هویتیابی و آرامش روانی است. همچنین پیامدهای این پدیده بر زیستاجتماع روستایی از دو جنبه مثبت (رونق ساختوساز، بازگشت سرمایه) و منفی (تغییر سبک زندگی روستایی، تنش اجتماعی) قابل تحلیل است.در نتیجه، خانه دوم روستایی فراتر از یک اقامتگاه فیزیکی، بازتابی از معنای زندگی مدرن در بستر سنت است و بررسی آن میتواند دیدگاه تازهای در سیاستگذاریهای روستایی فراهم سازد.