پژوهش حاضر با هدف فهم دلایل و چگونگی گسست رابطه دوستانه دانشجویان دختر و پسر و عدم تحقق ازدواج در بین این دسته از دانشجویان در دانشگاه ایلام انجام شده است. این تحقیق با استفاده از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری اجرا شده است. جامعه هدف آن دانشجویان دختر دانشگاه ایلام است که دارای حداقل یکبار تجربه گسست رابطه دوستانه بودهاند. نمونۀ هدف تحقیق 18 نفر است که از طریق روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدهاند. برای گردآوری دادهها از تکنیک مصاحبۀ عمیق و برای تحلیل دادهها از کدگذاری و تحلیل مضمون استفاده شده است. یافتههای تحقیق حاکی از این است که کسب حمایت عاطفی، محیط طردآمیزخانوادگی، پویایی هویت جنسی و پیشرانهای شکلدهنده به روابط عاطفی از دلایل شکلگیری این نوع روابط بودهاند، همچنین زوال اعتماد، فقدان تعهد و وفاداری طرف مقابل، کنشهای غیرمسئولانه، ناسازگاری طرفین، نابرابری قدرت در تعاملات بین دختر و پسر، چالشهای اقتصادی از مهمترین دلایل اضمحلال و گسست روابط بودهاند. روایتهای آنان از چنین تجربهای حاکی از پیامدهای منفیای همچون احساس بیمعنایی، دوگانۀ تنش و ترمیم در روابط خانوادگی، فرسایش روانی و اختلال در روابط خانوادگی و اجتماعی، اختلال در عملکرد تحصیلی، تخریب خودپنداره در قالب احساس حقارت و بیاعتمادی به روابط بین فردی و در مواردی نیز مدعی خودشناسی مثبت و تجربهآموزی و آسیبشناسی اینگونه روابط بودهاند. به طور کلی کنشهای انطباقی آنان عمدتاً از سنخ بحران عاطفی(ترومای عاطفی، تجربۀ رنج و تلاطم عاطفی)، انطباق و بازسازی(کنار آمدن با وضعیت، مواجهه مناسب و متناسب با موضوع شکست)، و مواجهه متناقض با روابط(پایان رؤیابینی، درهم شکستن فانتزیها، تداوم اینگونه روابط ناپایدار) بوده است. رابطۀ هوشمندانه، مرزبندی اخلاقی و مدیریت عواطف، راه حل اجتناب از در افتادن در ورطۀ چنین روابطی پیشنهاد و توصیۀ مشارکتکنندگان در تحقیق به سایر دانشجویان بودهاست.