امروزه کافه و کافهنشینی به یکی از وجوه زیست شهری تبدیل شدهاست. مطالعۀ حاضر درصدد است تا دلایل کافهروی را در بین جوانان استان ایلام مورد کنکاش قرار دهد. این پژوهش با استفاده از روش نظریۀ زمینهای انجام شدهاست. جامعۀ هدف تحقیق جوانان 30- 15 سالهای است که دارای حداقل دو سال سابقۀ مراجعۀ منظم هفتگی یا ماهیانه به کافه هستند. نمونۀ تحقیق 24 نفر از جوانانی است که در سال 1404 در استان ایلام به کافه مراجعه و ساعاتی را در آن سپری نمودهاند. افراد مورد مطالعه از طریق نمونهگیری هدفمند انتخاب شدهاند. دادهها با استفاده از تکنیک مصاحبۀ نیمهساختاریافته گردآوری شدهاند و تا زمان رسیدن به اشباع نظری، نمونهگیری و انجام مصاحبه ادامه یافتهاست. برای تحلیل و کدگذاری دادهها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده گردیدهاست. یافتهها حاکی از نقش شرایط علی همچون بازآفرینی پیوندهای اجتماعی، گریز از فشارهای روزمره و کافه به مثابۀ پناهگاه؛ شرایط زمینهای مانند هنجاریشدن کافهروی و ساختار فضایی- نمادین کافه؛ شرایط مداخلهای نظیر بینش و منش خانواده، تعارض نگرش اطرافیان و برهمکنش خردهفرهنگهای کافهای است. راهبردهای جوانان عمدتاً حول تلقی کافه بهمثابۀ فضای برهمکنشهای اجتماعی و فعالیتهای فرهنگی بازاندیشانه بودهاست. کافهنشینی با پیامدهای مثبتی همچون تجربۀ زیستجهان سیال، تکوین سرمایۀ اجتماعی ارتباطی و توانمندسازی روانی - تربیتی و نیز پیامدهای منقیای مثل رواج خردهفرهنگ انحرافی و گسست عاطفی خانوادگی در بین جوانان کافهرو همراه بودهاست. «کافهنشینی به مثابۀ زیستجهان اجتماعی جایگزین» به عنوان مقولۀ هستۀ تحقیق گزینش شدهاست که بیانگر نقشآفرینی کافه به عنوان رقیب خانواده و مقوم گروه دوستان است.