مطالعۀ حاضر تلاش دارد تا به شناختی از فرآیند مقاومت و شکست پیشاخودکشی و دلایل رفتار خودکشانه در بین زنان مورد مطالعۀ اقدامکننده به خودکشی در استان ایلام دست یابد. این پژوهش با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شده است. جامعۀ هدف پژوهش، زنانی هستند که در سال 1403 در استان ایلام اقدام به خودکشی نمودهاند و از طریق نمونهگیری هدفمند، نمونهای 17 نفره از آنان انتخاب شده است. دادهها با استفاده از تکنیک مصاحبۀ عمیق و نیمهساختاریافته گردآوری شده و تا زمان رسیدن به اشباع، نمونهگیری و انجام مصاحبه ادامه یافته است. برای تحلیل و کدگذاری دادهها از روش تحلیل مضمون به شیوه آترید- استرلینک استفاده شده است. مهمترین دلایل اقدام به خودکشی در نمونۀ مورد مطالعه را میتوان ذیل ناسازوارگی بسترهای نهادی نامگذاری نمود که مشتمل بر مضامین سازماندهندۀ آشفتگی خانوادگی، نامعیارمندی ازدواج، همآیندی مشکلات زناشویی، بستر تعاملی نامناسب و چالشهای معیشتی است. همچنین یافتههای پژوهش بیانگر آن است که زنان خودکش به منظور خودکشی پرهیزی، فعالانه در جستوجوی گرهگشایی از مسائل خویش بودهاند که این کنشها ذیل دو دستۀ کلی مضامین سازماندهندۀ راهحلهای هنجارمند و ناهنجارمند قابل دستهبندی است. به دلیل اینکه اینگونه کردارها همیشه با موفقیت قرین نبودهاند، از اینرو زنان به سوی خودتخریبگری و رفتار خودکشانه روی آوردهاند که میتوان آن را محصول نوعی فروپاشی دانست. به طور کلی نتایج تحقیق نشان میدهد که رفتار خودکشانه اولین گزینۀ انتخابی زنان در معرض خطر خودکشی نبوده است، بلکه تاحدود زیادی پیامد عدم توفیق یا شکست در تحقق کنشهای حل مسئلهای آنان بوده است.