بوطیقا روش تحلیل ساختار ادبی آثار روایی، فنّ یا شگرد شناخت نحوه شکلگیری ساختار روایت است و هدفش شناخت قوانین عامی است که ناظر بر آفرینش یک اثر ادبی است. این نوع نگاه و کارکرد، منشأ نظریاتی مانند ریختشناسی و روایتشناسی بوده است. لذا در این پژوهش سعی شده است تا براساس روش تحقیقی تحلیلی- توصیفی و شیوهی کتابخانهای عناصر روایی منظومۀ «گل و نوروز» خواجوی کرمانی بر اساس الگوی پراپ تحلیل و بررسی شود تا روشن گردد. این منظومه تا چه حد براساس الگوی پراپ قابلیّت بررسی دارد. مبحث دیگر بررسی انواع شخصیّتهای انسانی و غیرانسانی و کارکردهای خاص هر کدام از آنها با 7 حوزۀ عملیاتی است که پراپ بر شمرده است که این شخصیّتها تا چه میزان با الگوی پیشنهادی پراپ مطابقت دارد. همچنین موضوع پیرفتهای داستانی که در این منظومه آمده است مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته تا چگونگی ارتباط این پیرفتها با داستان جامع گل و نوروز مصور خواجوی کرمانی مشخص گردد. نتایج حاصله بیانگر این است که این منظومه ضمن داشتن ظرفیت و قابلیت بررسی و قابلیتهای روایی منحصربهفرد اصول و قوانینی را دارد که با نظریات روایتشناسی مطابقت دارد.