ادبیات حماسی و هنر سینما به دلیل ماهیت روایی، خویشاوندی نزدیکی دارند. در آثار حماسی، گاه توصیفات دقیق و جزیی، منجر به شکل گیری تصاویری پویا در ذهن مخاطب میشود و نویسنده از حوزه ی کلمات فراتر میرود و موضوعی ذهنی را در قالب تصاویری متحرک و پویا به ثبت میرساند که قابلیت نمایشی دارند و میتوان آنها را با برخی از جنبهها و جلوههای سینمایی تطبیق داد. لذا بررسی آثار مختلف روایی و حماسی گذشته از این دیدگاه کاری سودمند است و در این نوشتار جنبهها و جلوههای سینمایی داستان سیاوش از شاهنامه فردوسی، بررسی شده است. فردوسی در سرایش شاهنامه، مانند یک فیلم ساز که با روشهای مختلف کار با دوربین، تواناییهای خود را عرضه میکند، موفق به خلق اثری هنری شده است. این هنر نشأت گرفته از قدرت بیان اوست. با تطبیق بعضی از شگردهای ادبی داستان سیاوش با عناصر سینمایی نقاط اشتراک آنها بررسی گردید و در نتیجه مشخص شد که می توان با تحلیل دقیق و فنی روایتگری فردوسی رد پا و انعکاس بعضی از شگردهای نمایشی را مثل صحنه پردازی با نور رنگ، ریتم، حرکت و غیره، جلوه های صوتی، رویدادهای موازی و انواع نماهای دور، نزدیک، تعقیبی و معرفیکننده در داستان سیاوش ملاحظه کرد.