مولانا شاعری عارف است که برای بیان آموزههای عرفانی خویش از قصه پردازی بهرهی فراوان گرفته است. بیشترین مهارت مولانا در قصهپردازی در مثنوی نمایان است. اما ذهن مولانا، به واسطهی اشتغال خانوادگی به وعظ و قصه، چنان به قصه پردازی خوگرفته است که در هیچ یک از آثارش از تأثیر آن برکنار نمانده است. چنان که حتی در غزل نیز قصه گفته است که کاملاً بدیع و منحصر به فرد است. این قصهها گاه بسیار کوتاه هستند و در یک یا دو بیت ارائه میگردند و گاه نیز نسبتاً طولانی هستند. قصههای غزلیات شمس دارای انواع مختلفی چون قصه های رمزی، قصه های تمثیلی قصه های واقعی و تاریخی و غیره هستند.