ادبیات بومی و محلّی انعکاس ادبیات رسمی هر کشور در زبانهای غیررسمی آن است و معمولاً از قوانین ادبیات رسمی تبعیّت میکند؛ امّا ادبیات محلّی با ادبیات رسمی تفاوتهایی مییابد که این تفاوتها معمولاً در جهت ساده کردن قوانین ادبیات است و به همین دلیل تساهلاتی در قوانین به وجود میآید. از جملهی این عناصر که شاید بیشتر از هرچیز این روند در آن مشاهده گردد، موسیقی کناری(ردیف و قافیه) است که در این نوشتار به صورت اسنادی و کتابخانهای روند آن در اشعار ملاپریشان بررسی میشود. با بررسی قافیهی اشعار به جا مانده از ملاپریشان روشن شد که این روند در شعر ملاپریشان در جهت ساده کردن است و در آن بسیاری از قوانین رسمی ردیف و قافیه نادیده گرفته میشود. عمدهترین ویژگی ردیف اشعار وی کم بودن ردیف و سادگی آنهاست؛ اما در عین حال ردیف پیوند استواری با احساسات شاعر دارد و هرجا احساساتش تحریک شده بسیار بیشتر از ردیف استفاده کرده است. در حوزه ی قافیه هم نیز قوافی وی ساده و فاقد ارزش موسیقایی چشمگیری هستند و تعداد واجهای مشترک قافیه بسیار محدود و منحصر در قوافی دو واجی یا سه واجی است. هرچند گاه سعی میکند، با استفاده از قافیههای مؤسسه و مُردَف این ضعف را جبران کند. قافیههای معیوب ملاپریشان هم نسبتاً زیاد است و میتوان آنها را به قافیههای غلط و قافیههای معیوب تقسیم نمود.