یکی از نظریاتِ مهم و بنیادین در فسلفه و حکمتِ یونانی و اسلامی، مسئلۀ سَریان و کشش و شوقِ تمام موجودات به مبدأ هستی یا خیرِ محض هست. فلاسفه این کشش را عشق و این نوع عشق را عشقِ کیهانی می نامند. از نظرِ ایشان عشقِ کیهانی ابعادی دوگانه دارد که شامل تجلی خداوند در موجودات و همگانی بودن عشق در موجوداتِ عالَم است. فیلسوفان بزرگ یونان افلاطون و فلوطین و فیلسوفان مسلمان مانند ابن سینا، سهروردی، اخوانالصفا و عرفایی مانند احمد غزالی و عینالقضاه که آبشخور این نگرش را از حکمت و فسلفه داشتهاند این باور را در آثار خویش بیان داشتهاند. نظامی در منظومهی خسرو و شیرین این نظریهی فلسفی را در شعر خویش بیان کرده و صورت زیباتر و خیال انگیزتری به آن داده است. از نظر او عشقْ همگانی ست و در تمام عالم و موجودات آن سریان دارد. نظامی والاترین مرتبه ی عشق کیهانی را عشق انسان به انسان و عشق انسان به خدا میداند.در این مقاله ابعاد فلسفی این نظریه از منظرِ فلاسفه و نظامی بررسی شده است.