یکی از مؤلفههای مهمّ در نقد ساختارگرایی و پساساختارگرایی، تقابلهای دوگانه است که شیوهای برای شناخت پدیدهها نیز محسوب میشود. فرخی یزدی به عنوان یکی از شاعران عصر مشروطه که حال و هوای جدیدی را به شعر وارد میکند، در سرودههایش از تفکرّ و مفهوم تقابل دوگانه بهرۀ فراوانی برده است. سراسر زندگی این شاعر صرف مقابله با اشراف و مستبدان میشود و این تقابل در سرودههایش نیز بسامد فراوانی دارد. از سؤالات این تحقیق دستیابی به جهانبینی فرخی متناسب با تقابلهای موجود در سرودههای اوست. بیشترین توجّه شاعر مربوط به تقابل بین سرمایهداران و کارگران و مضامینی مشابه آنها همچون فقیر و غنی و ظالم و مظلوم است که متأثر از شرایط روزگار، زندگی و اندیشۀ اوست. بر این اساس همانطور که شناخت و معرفت انسانها مبتنی بر تقابلهای دوگانه است، بنمایۀ آثار نیز با توجّه به آنها بیش از پیش آشکار میشود. تقابلهای دوگانه در اشعار فرخی یزدی شش نوع تقابل مدرج، مکمل، دوسویه، جهتی، واژگانی و ضمنی را شامل میشود.