سیّد حسین نصر، بزرگترین فیلسوف سنّتگرای زندۀ جهان معاصر، اصل بنیادینی را مبنای حکمت جاودان قرار داده که عبارت است از تمایز مابعدالطّبیعی عقل شهودی و عقل استدلالی. نصر، معرفت قدسی را ثمرۀ عقل شهودی الهی و سایر علوم و مکاتب فلسفی را نتیجۀ عقل استدلالی بشری میداند و با تبیین ماهیّت ذاتی معرفت قدسی، به تمایز آن از فلسفه میپردازد. از منظر وی، عقل استدلالی، پژواک و انعکاس عقل شهودی بر مرتبۀ ذهن بشری است و استدلال منطقی، صرفاً بیان صوری سوبژکتیو از تجربۀ ابژکتیو حقیقت مابعدالطّبیعی است که مقدّم بر عقل استدلالی و خودِ سوژهای است که عمل استدلال را انجام میدهد. نتیجۀ استدلال نصر این است که معرفت قدسی، معرفتی «اشراقی» و إعطایی است، که برخلاف فلسفه، که از طریق کسب به دست می-آید، از مبدأ کلّ بر قلوب، جایگاه قوّۀ عاقله، إفاضه میشود. به بیان عرفانی، این معرفت، از سنخ «احوالات» است نه «مقامات»؛ و به همین دلیل، جزو «مواهب» به شمار میرود، نه «مکاسب». در این مقاله با رجوع به اصل آثار نصر و سایر سنّتگرایان، که به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده است، مبانی مابعدالطّبیعی معرفت قدسی را، که همان مابعدالطّبیعه سنّتی شرق و متافیزیک حقیقی در غرب است، تبیین کرده و رابطۀ این سنخ از معرفت را با فلسفه و الهیّات بررسی کردهایم