مسئله دیگری در فلسفه غرب ابتدا توسط ایمانوئل لویناس به عنوان موضوع و کلید واژه اصلی تفکر وارد شد. کارکرد این مسئله در توجیه بسیاری از اصول اخلاقی غیر قابل انکار است و به نظر میرسد که عمده مشکلات و معضلات کنونی در روابط اجتماعی و بین المللی با نظر عمیق در این باب قابل حل باشد. البته به نظر ما گرچه این دغدغه،مدرن تلقی میشود لیکن بسیاری از آراء و اندیشههای متقدم توان پاسخگویی به سوالات در این باره را دارند. از جمله میتوان به منظومه فکری ملاصدرا که متشکل از مبانی متعدد وجودی است اشاره کرد. اتخاذ مبانی ملاصدرا در متن زندگی به عنوان روشی برای زیستن دست کم حامل تغییراتی در نگرش، برای ما خواهد بود. به عنوان مثال از کنار هم قرار دادن چند اصل فلسفی همچون اصالت و تشکیک وجود در کنار نظریه مظهریت موجودات به تعریف جدیدی از اصل «تفرد» در باب دیگریدست خواهیم یافت. البته همسایگی و مقارنت اصل «فردیت» در کنار اصل «وحدت وجود» صدرایی نیز جالب توجه خواهد بود.