مسئلۀ ماهیت ترجمه و وظیفۀ مترجم همواره در نزد اهل هرمنوتیک در همۀ دورهها مطرح بوده است. خود واژۀ هرمنوتیک از فعل یونانی هرمنویین به معنای تفسیر یا ترجمه کردن گرفته شده است و دال بر طیفی از معانی از جمله اندیشۀ ناگفته را از تاریکی درآوردن و به روشنایی اظهار زبانی آوردن و از زبانی به زبان دیگر ترجمه کردن و شرح دشواریهای معنایی متن و مانند اینهاست. همچنانکه ملاحظه میشود، در خود مفهوم این اصطلاح معنای ترجمه کردن هست. علاوه بر این نکتۀ تاریخی و ریشه شناختی، مسئلۀ دیگری که بین هرمنوتیک و ترجمه ارتباط برقرار میکند، زبان است. گادامر معتقد است که فهم و تفسیر که او از آن با عنوان تجربۀ هرمنوتیکی یاد می کند، در زبان رخ میدهد و فهم اساساً امری زبانمند است و از این حیث میتوان هرمنوتیک او را هرمنوتیک عام تجربه و زبان اهمیت زبان در ترجمه نیز کاملاً واضح است. شلایرماخر که بنیانگذار هرمنوتیک مدرن یا رمانتیک است، نه فقط خود مترجم است (او آثار افلاطون را به آلمانی ترجمه کرده است) بلکه رسالۀ مهمی دربارۀ ترجمه با عنوان دربارۀ روشهای مختلف ترجمه کردن تألیف کرده و به تأمل دربارۀ ماهیت ترجمه و رسالت مترجم پرداخته است