1405/02/20

علیرضا حسن پور

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: الهیات و معارف اسلامی
اسکولار:
پست الکترونیکی: a.hasanpour [at] ilam.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن:
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
مواجهۀ انتقادی ابن سینا و کانت در حوزۀ علم النفس
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
.
سال 1398
پژوهشگران فاطمه تبار(دانشجو)، علیرضا حسن پور(استاد راهنما)

چکیده

مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی انتقادی و مقایسه‌ای علم‌النفس از دیدگاه ابن‌سینا و کانت است. ما در این‌ پژوهش تلاش می‌کنیم از طریق مقایسۀ دیدگاه دو فیلسوف، علم‌النفس کانت را بر اساس رویکرد سینوی نقد و بررسی کنیم. از دیدگاه ابن‌سینا وجود انسان مرکب از دو ساحت نفس و بدن است؛ وی نفس را از حیث ذاتی در الهیات و از حیث وجودی در طبیعیات بررسی می‌کند. از نظر ابن-سینا نفس از حیث ذات جوهری مجرد است ولی همین نفس از حیث وجودی برای استکمال وجودی خویش و ادراک صور معقول به بدن تعلق می‌گیرد تا از طریق به کارگیری اعضای بدن به سمت کمال سیر کند اما نحوۀ تعلق نفس به بدن به صورت عرضی، یعنی به منظور تدبیر بدن است و پس از فنای بدن صرفاً این نحوۀ تعلق از بین می‌رود در حالی که نفس همچنان باقی می‌ماند. بنا به عقیدۀ ابن‌سینا ما نفس خویش را از طریق شهود عقلی ادراک می‌کنیم. ابن‌سینا همچنین به بررسی صفات نفس نیز می‌پردازد؛ با توجه به مباحث وی می‌توان گفت ما به کمک عقل نظری می‌توانیم برای اثبات صفت جوهریت نفس، بساطت، تجرد و تمایز نفس از بدن استدلال اقامه کنیم. اما بر اساس دیدگاه کانت از یک سو، شناخت یقینی حاصل همکاری دو مؤلفۀ حس و فاهمه است که به شناخت صورت پدیداری اعیان خارجی منتهی می‌شود؛ و انسان فاقد شهود عقلی است. بنابراین، نفس یک شیء فی‌نفسه است که هیچ گونه مابإزاء عینی ندارد و هر گونه تلاش عقل نظری برای شناخت نفس و اوصاف آن به مغالطه منتهی می‌شود. کانت در نقد عقل محض به چهار صفت مغالطی برای نفس یعنی جوهریت، بساطت، تشخص و تمایز نفس از اعیان خارجی از جمله بدن اشاره می‌کند که فلاسفۀ جزمی برای نفس اثبات کرده‌اند. وی منشأ تمام مغالطات چهارگانه را قضیۀ «من می‌اندیشم» دکارت تلقی می‌کند. نتیجه‌ای که از مباحث کانت حاصل می‌شود این است که نفس آن گونه که فیلسوفان جزمی با اقامۀ استدلال برای نفس اثبات می‌کنند جوهری بسیط و دارای تشخص نیست. به همین نحو، تمایز نفس از اعیان خارجی نیز مغالطۀ صرف است. آنچه از مقایسۀ دیدگاه دو فیلسوف به دست می‌آید این است که اگرچه ممکن است دیدگاه ابن‌سینا و کانت در مورد علم‌النفس متعارض به نظر برسد اما با بررسی دقیق‌تر دیدگاه آن دو با یکدیگر متوجه می‌شویم که نمی‌توان عقاید آن‌ها دربارۀ نفس را به طور مستقیم با یکدیگر مقایسه کرد، زیرا مبانی آنها یکسان نیست؛ و این ریشۀ اختلاف نظر بین آنها در مباحث مربوط به نفس است. آنچه از مقایسه و مواجهۀ مبانی ابن‌سینا و کانت حاصل می‌شود این است که از نظر ابن‌سینا نفس یک امر موجود و فراحسی است و ما می‌توانیم وجود آن را عقلاً اثبات کنیم و بحث از علم‌النفس به عنوان یکی از علوم ضروری در علم مابعدالطبیعه بررسی می‌شود. در حالی که بر اساس مبانی کانت ما نمی‌توانیم وجود نفس را عقلاً اثبات کنیم و نمی‌توانیم هیچ گزارۀ معرفت‌بخشی (ترکیبی پیشینی) در مورد نفس و صفات آن بیان کنیم. لذا کانت عقل نظری را نقد می‌کند و در نهایت، نفس را به عنوان یکی از اصول موضوعۀ عقل عملی قلمداد می‌کند.