1405/02/20

علیرضا حسن پور

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: الهیات و معارف اسلامی
اسکولار:
پست الکترونیکی: a.hasanpour [at] ilam.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن:
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
خدا در فلسفه جرج بارکلی
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
.
سال 1394
پژوهشگران فاطمه نوری(دانشجو)، علیرضا حسن پور(استاد راهنما)

چکیده

بارکلی بر این عقیده است که اشیاء محسوس نمی‌توانند در جایی غیر از یک ذهن یا روح وجود داشته باشند. او از ذهن یا روح بی‌درنگ هستی خدا را نتیجه می‌گیرد زیرا همه‌ی اشیاء محسوس باید مورد ادراک او واقع شوند. وی با زیر سؤال بردن ماده‌گرایی که در زمان وی رواج داشت راه را برای خداباوری باز می‌کند. به عقیده او فلسفه باید با نفی ماده راه را برای نفی اندیشه مادی‌گرایی و اعتقاد به وجود خداوند باز نماید. او اعتقاد به جوهرمادی را مقدمه الحاد می‌داند و برای اعتقاد به خدا پدیدار‌گرایی را ضروری می‌شمرد. مراد از پدیدارگرایی، اعتقاد به وجود پدیده، ظهور، نمود و اعراض است و نفی اصل و تکیه‌گاه و به عبارت دیگر انکار جوهرمادی. او هدف از کتاب سه‌گفت وشنود را مبرهن ساختن واقعیت و کمال شناخت آدمی و طبیعت مجرد نفس و عنایت بی‌واسطه خداوند در مقابل شکاکان و ملحدان می‌داند. به عقیده‌ی بارکلی، روح نامتناهی و ناکرانمندی وجود دارد که همان خداست و روح‌‌های متناهی وکرانمندی هم وجود دارد که همان انسان‌ها هستند. خدا ما را آفریده و از طریق جهان خودش با ما در ارتباط است. خداست که همه‌‌ی تجربه ‌هایی را که برای ما حاصل می‌شود به ما می‌دهد. بنابراین آنچه ما جهان می‌‌نامیم، در حقیقت به منزله‌‌ی زبان خداست و نظم‌های قابل فهم در جهان یعنی قوانین علمی و ریاضی که با تجارب ما عجین شده به مثابه قواعد صرف و نحوآن زبان است؛ یعنی ساخت سخنانی که خدا خطاب به اذهان انسانی ما می‌گوید و بنابراین به هیچ وجه نیازی به فرض وجود ماده نیست چون کاری انجام نمی‌دهد.