وجود یا عدم تمایز میان علوم انسانی-اجتماعی و علوم طبیعی یکی از مسائل عمده پیشروی محققان در عرصه علوم اجتماعی و انسانی بوده است. اهمیت این موضوع از آن روست که به دنبال اثبات وجود یا عدم وحدت، روش واحد یا روش متمایزی برای بررسی مسائل مطرح در این علوم اتخاذ میشود. فیلسوفی چون دیلتای با اعتقاد به وجود تمایز میان متعلقات علوم انسانی و با علوم طبیعی، مدعی استقلال علوم انسانی و اجتماعی است . او فهم را بهمثابه روش خاص پرداختن به این علوم و هرمنوتیک را به مثابه دانش عهدهدار بررسی فهم معرفی میکند. بنابراین، دو دیدگاه در مقابل یکدیگر قرار میگیرند: یک دیدگاه، فهم را روش پرداختن به امور معنادار در علوم انسانی میداند و دیگری، تبیین را روش بررسی مسائل مطرح درعلوم طبیعی میداند. در این میان، متفکران پوزیتویست از آموزه وحدت میان علوم طبیعی و علوم انسانی دفاع کردهاند و به وحدت روش معتقد هستند. این روش واحد، روش معیار درعلوم طبیعی است که فرضیهای-قیاسی نام دارد. پوپر و همپل، پیشگامان روش فرضیهای-قیاسی عموماً آن را روشی میدانند که به تبیین علّی استنتاجی در علوم معطوف است. این روش، رویهای روششناختی است که در اصل برای هر موضوعی، چه معنادار و چه بیمعنا، کاربرد دارد و شامل تدوین فرضیه، استنتاج نتایج از آنها و آزمون آنها به کمک داده های تجربی است. این کتاب با عنوان «هرمنوتیک طبیعتگرایانه» نوشته کریسوستوموس مانتساوینوس بر آن است تا با تأکید بر مدعای وحدت روش، با در نظر گرفتن متعلقات، فنون و قلمروهای تحقیقاتی متفاوت تمامی علوم، از روش یکسانی برای پرداختن به آنها بهره گیرد. او این روش را جایگزین فهم میکند و هرمنوتیک را دانش بررسی آن میداند و از آن رو که روش مذکور اولین بار در علوم طبیعی به کار رفته بود، نام طبیعت گرایانه را برای آن انتخاب میکند. مانتساوینوس معتقد است که هرمنوتیک تعارضی با تفکر علمی و طبیعی ندارد. کتاب او هرمنوتیک را نفی نمیکند بلکه مخالف ادعاهایی است که هرمنوتیک را در مقابل روش علمی و به عنوان روش انحصاری علوم انسانی میدانند. حاصل این کتاب، اثبات موفقیتآمیز بودن ادعای مانتساوینوس در اِعمال روش فرضیهای-قیاسی بر علوم انسانی و همچنین امکان بررسی تمام امورمعنادار با این روش است. او روش مذکور را برای نمونه بر فعل انسان و متون انسانی اطلاق میکند و معتقد است که این دو موضوع از دشوارترینِ موضوعات هستند و در صورت کارآمدی این روش بر آنها، میتوان آن را بر دیگر ظهورات تفکر انسان نیز اطلاق کرد.