تساهل در معنای مدارا از اصول اساسی و نیازهای هر عصر و روزگاری بوده که در مسائل دینی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی بیان میشده است. در هر جایی که تساهل وجود داشته است شکوفایی و پیشرفت، آرامش و امنیت، صلح، تبادل افکار و عقاید بیشتر برقرار شده است. این اندیشه ممکن است ریشه در نگاه عرفانی یا عقلگرایی و مسائل اخلاقی و انساندوستی داشته باشد. از بزرگترین اندیشمندان قائل به تساهل باید از مولوی و جان لاک نام برد که این پژوهش درصدد بررسی تطبیقی این اندیشه از نگاه آنان است. از مهمترین موارد تشابه فکری مولوی و جان لاک در زمینه تساهل باید از احترام به عقاید مختلف، تکثرگرایی، نسبی بودن شناخت آدمی، اختیار، نفی تعصب، آزادی عقیده و اندیشه، دعوت به وحدت و همگرایی نام برد. از تفاوتهای دیدگاه آنان باید به مبحث آزادی(مولوی به آزادی درونی بیشتر معتقد است و جان لاک به آزادی بیرونی در مسائل اجتماعی و سیاسی بیشترتوجه دارد)، طرح اندیشه جدایی دین از سیاست (که جان لاک مطرح میکند) و نیز موضوعاتی از قبیل حقوق طبیعی و قرارداد طبیعی (که مورد توجه جان لاک است)، نام برد. بر این اساس و از نگاه این دو اندیشمند تساهل را باید زمینهساز آزادی عقیده، رفع اختلافات، همکاری، شناخت و احترام متقابل دانست..