این مطالعه به بررسی تأثیرات متفاوت الگوهای حکمرانی بر مسیرهای توسعه اقتصادی و اجتماعی در غرب آسیا، از طریق تحلیل تطبیقی امارات متحده عربی و عربستان سعودی میپردازد. با استفاده از چارچوب نظری مبتنی بر نظریه دولت رانتیر متأخر و نظریه توسعه نهادی، این پژوهش چگونگی تأثیرگذاری سازوکارهای حکمرانی متغیر بر نتایج توسعهای در اقتصادهای وابسته به نفت که در حال دگرگونی هستند را بررسی میکند. این مطالعه از روششناسی مطالعه موردی تطبیقی استفاده کرده و ساختارهای حکمرانی، چارچوبهای نهادی و استراتژیهای توسعهای اجرا شده توسط هر دو کشور را در بازه زمانی 2010 تا 2024 تحلیل میکند. پرسش اصلی پژوهش این است: الگوهای حکمرانی متفاوت چگونه بر تنوعبخشی اقتصادی و نتایج توسعه اجتماعی در امارات متحده عربی و عربستان سعودی تأثیر میگذارند؟ فرضیه اصلی این است که مدلهای حکمرانی عملگرایانه و غیرمتمرکز (امارات متحده عربی) با وجود برخورداری از منابع مشابه، تنوعبخشی اقتصادی و تحول اجتماعی مؤثرتری را نسبت به سیستمهای حکمرانی متمرکز و پادشاهیمحور (عربستان سعودی) تسهیل میکنند. نوآوری این مطالعه در بهکارگیری نظریه دولت رانتیر متأخر برای توضیح پیوند حکمرانی-توسعه معاصر در کشورهای خلیج فارس است که فراتر از توضیحات سنتی دولت رانتیر میرود. یافتهها نشان میدهد که ساختار حکمرانی فدرال و تجاریمحور امارات متحده عربی، امکان اجرای چابکتر سیاستها و موفقیت در تنوعبخشی را فراهم میآورد، در حالی که رویکرد متمرکز چشمانداز 2030 عربستان سعودی با وجود امیدبخش بودن، به دلیل جمود نهادی با چالشهای اجرایی روبرو است. این مطالعه با نشان دادن اینکه چگونه پیکربندیهای نهادی، رابطه بین ثروت منابع و نتایج توسعهای را در دولتهای رانتیر متأخر تعدیل میکنند، به ادبیات حکمرانی و توسعه کمک میکند.