هدف این پژوهش، تحلیل دلایل افول عصبیت اجتماعی (عصبیّه) در جهان عرب-اسلام با تأکید بر منازعه فلسطین و اسرائیل و بهویژه رخداد «طوفان الاقصی» (اکتبر 2023) است. چارچوب نظری تحقیق، بر اساس نظریه دوری-چرخهای ابنخلدون در باب ظهور و سقوط حکومتها و نقش کانونی مفهوم عصبیت بهعنوان عامل انسجامبخش و محرک کنش جمعی استوار است. این مطالعه با اتخاذ رویکردی تطبیقی-تاریخی و با روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی 71 منبع معتبر (39 منبع فارسی و 32 منبع لاتین) پرداخته است. یافتهها حاکی از آن است که زوال عصبیت خلدونی در جهان عرب-اسلام، پدیدهای چندبعدی و ریشهدار در عوامل ساختاری است که دلایل آن در عامل سیاسی (ورشکستگی نظامهای سیاسی، بحران مشروعیت و جانشینی، وابستگی به خارج)؛ فرهنگی (سبک زندگی متظاهرانه غربی، سکولاریزاسیون حاکمان، تنشهای فرقهای)؛ روانشناختی (اقتدارگرایی قبیلهای، حاکمان نالایق فاقد عصبیت مقتدر)، اقتصادی (وابستگی پیرامونی، اقتصاد رانتی نفتی «دموکراسی فسیلی»، فساد سیستماتیک) و اجتماعی (کاهش تعلقات فراقومی، فقدان اتحادیه کارآمد فراملی) نهفته است.نتیجهگیری کلی نشان میدهد که جهان عرب-اسلام در مرحله «زوال و سقوط» چرخه خلدونی قرار دارد، جایی که عصبیت اولیه جای خود را به فردگرایی، مصرفگرایی و وابستگی به بیرون داده و این امر در بحران فلسطین بهصورت واکنشهای پراکنده، سکوت حکومتی و اولویت منافع شخصی بر آرمانهای جمعی تجلی یافته است.