هدف این پژوهش بررسی اثر «بازار مشترک ایران و عراق» بر عملکرد صنعت پتروشیمی و تبیین نقش «انتقال و جذب فناوری» به عنوان سازوکار میانجی است. روش پژوهش کمی و پس رویدادی بوده و داده های سالانه دوره 1390 تا 1403 از منابع آماری تجارت و صنعت استخراج و به شاخص های عملیاتی تبدیل شده است. شاخص پیوند بازار با عراق بر پایه سنجه های تجارت دوجانبه (از جمله سهم عراق از صادرات پتروشیمی) تعریف شد، عملکرد صنعت با سنجه های صادراتی و شاخص جانشین فناوری با استفاده از نشانگرهای قابل اندازه گیری در سطح صنعت عملیاتی گردید. در بخش آمار توصیفی، روندها و پراکندگی متغیرها بررسی شد و در بخش آمار استنباطی، مدل میانجی در قالب سه معادله برآورد گردید. پیش از برآورد، آزمون های مقدماتی ایستایی و تشخیصی اجرا شد و سپس اثر کل، اثر مستقیم و اثر غیرمستقیم محاسبه و معناداری اثر غیرمستقیم با رویکرد بازنمونه گیری و آزمون میانجی گری ارزیابی شد. یافته ها نشان داد پس از کنترل روند زمانی، اثر مستقیم پیوند بازار بر عملکرد صنعت به طور پایدار معنادار نیست و اثر غیرمستقیم از مسیر فناوری نیز شواهد آماری کافی برای میانجی گری ارائه نمی دهد. تفسیر اقتصادی نتایج بیانگر آن است که گسترش بازار و تجارت با عراق اگر با سازوکارهای مشخص یادگیری و انتقال دانش فنی، ارتقای کیفیت و استانداردها، و ثبات قراردادها همراه نشود، الزاما به ارتقای فناورانه و بهبود عملکرد منجر نمی گردد. بر این اساس، پیشنهادهای سیاستی پژوهش بر تقویت کیفیت پیوند بازار، توسعه محصولات با ارزش افزوده بالاتر، کاهش اصطکاک های تجاری و طراحی ابزارهای عملی انتقال و جذب فناوری متمرکز است.