تورم یکی از چالشهای مزمن و ساختاری اقتصاد ایران است که شدت و الگوی اثرگذاری آن بهطور قابلتوجهی تحتتأثیر متغیرهای کلان و بهویژه کیفیت نهادی قرار میگیرد. در این تحقیق، با استفاده از دادههای سالانه دوره 1364 تا 1401 و مدل خودرگرسیون آستانهای (TAR)، تأثیر نرخ ارز، رشد اقتصادی، قیمت نفت، نقدینگی و کیفیت نهادی بر تورم بررسی شده است. نتایج نشان میدهد که اثرگذاری این متغیرها به سطوح آستانهای کیفیت نهادی وابسته بوده و دو آستانه 98/51 و 82/58 شناسایی شده است که موجب تفکیک سه رژیم رفتاری متمایز برای تورم میشود. در رژیم اول، که کیفیت نهادی پایینتر از آستانه 98/51 قرار دارد، اثر نرخ ارز، قیمت نفت و نقدینگی بر تورم مثبت و معنادار است، اما شدت واکنش تورم در این سطح محدود بوده و رشد اقتصادی نیز با ضریب منفی نقش تعدیلکننده دارد. در رژیم دوم (بین 98/51 تا 82/58)، اقتصاد وارد مرحله حساسیت شدید میشود و ضرایب نرخ ارز، نقدینگی و متغیر نهادی بهطور چشمگیری افزایش مییابد؛ بهگونهای که کوچکترین نوسان در این متغیرها میتواند جهشهای بزرگ تورمی ایجاد کند، در حالی که اثر رشد اقتصادی با شدت بیشتری کاهنده تورم است. در رژیم سوم (بالاتر از 82/58)، اگرچه اثر متغیرهای کلان همچنان مثبت و معنادار است، شدت واکنش تورم نسبت به رژیم دوم کاهش مییابد و کیفیت نهادی نقش تعدیلکنندهتری پیدا میکند. ضرایب منفی کیفیت نهادی در هر سه رژیم نشان میدهد که تقویت نهادی یکی از مهمترین ابزارهای مهار تورم در ایران است و بیشترین اثرگذاری آن در رژیم میانی مشاهده میشود. این نتایج بیانگر آن است که کنترل تورم در ایران علاوه بر سیاستهای پولی و ارزی، نیازمند ارتقای کیفیت نهادی، بهبود حکمرانی اقتصادی و توجه به رفتار آستانهای تورم است تا اثربخشی سیاستها در مدیریت فشارهای تورمی به حداکثر برسد.