این پایاننامه به بررسی تأثیر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر بر تراز انرژی کشور و کاهش انتشار گازهای گلخانهای با تأکید بر بخشهای خانگی، عمومی، تجاری و صنعت میپردازد. سیستم انرژی ایران با وابستگی 71% به سوختهای فسیلی، تولید 96% برق از نیروگاههای حرارتی و انتشار سالانه 1,245 میلیون تن CO₂ از چالشهای جدی برخوردار است. سهم کمتر از 1% انرژیهای تجدیدپذیر در سبد انرژی این نیاز را نشان میدهد. این تحقیق از نوع تحلیلی-کاربردی است و با استفاده از نرمافزار LEAP (Long-range Energy Alternatives Planning System) انجام شده است. دادههای رسمی وزارت نیرو و آژانس بینالمللی انرژی برای سال پایه 1399 استفاده شد و سیستم بر اساس ماتریسهای تراز انرژی مدلبندی گردید. سه سناریو متفاوت شبیهسازی شد: سناریوی پایداری سبز با 20% تجدیدپذیر و بازدهی 90%، سناریوی رشد فسیلی با رشد 2.5% سالانه بدون تغییر ساختار، و سناریوی انتقال تدریجی با 10% تجدیدپذیر و رشد 1.5% سالانه. نتایج نشان میدهد که در سناریوی پایداری سبز تا سال 1425 تقاضای انرژی 10.7% کاهش، انتشار CO₂ 50% کمتر (625 میلیون تن)، و سهم تجدیدپذیرها به 20% میرسد. سرمایهگذاری 180 میلیارد دالری منجر به صرفهجویی 125 میلیارد دالری در سوخت و 40 میلیارد دالر سود خالص میشود. در مقابل، سناریوی رشد فسیلی تقاضا را 28.8% افزایش، انتشار را 70% بیشتر کرده و خسارت 120 میلیارد دالری ایجاد میکند. سناریوی انتقال تدریجی از لحاظ واقعبینی قابل اجرا است با 30% کاهش انتشار. تحلیل حساسیت نشان میدهد که نرخ رشد اقتصادی بزرگترین تأثیرگذار است. توصیههای این پژوهش شامل توسعه فوری انرژیهای تجدیدپذیر (هدف 20% تا سال 1440)، افزایش بازدهی تجهیزات (90%)، کنترل رشد تقاضا (1.5% سالانه) و قیمتگذاری درست انرژی است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که ایران میتواند انتشار کربن را به میزان قابل توجهی کاهش دهد و صرفهجوییهای اقتصادی قابلتوجهی را کسب کند، اما این امر مستلزم شروع فوری و تعهد جدی دولت، صنعت و جامعه علمی است.