اصطالح رئالیسم جادویییاواقعگرایی جادویی، شیوهنوینیدرداستاننویسیمعاصر است که در آن عناصر واقعیّت و خیال درهممیآمیزند. حاصلاینتلفیق، اثری است کهبههیچکدامازعناصراوّ لیّه سازندهاش شبیه نیست. در این شیوه، آمیزش دو عنصرواقعیّت و خیال چناناستادانهانجاممیگیرد کهتمامی حوادث غیر واقعیو خیالی دربسترداستان، کامالا حقیقی و طبیعی جلوهمیکنند؛به گونهایکه خواننده به سادگی آنها را میپذیرد. بر اساس یافتههای پژوهش، روانیپور و گراس تالش کردهاند با روبهرو کردن خواننده با دنیایی ناآشنا، بین خواننده و داستان فاصله اندازند و برای این منظور، از زوایای دید متعدّد بهره جستهاند. شخصیّتهای دو اثر، دوگانهاند؛ یعنی از جهان واقعی به جهان تخیّلی و بالعکس سیر میکنند. هر دو نویسنده، مشکالت سیاسی –اجتماعی جامعه خود را مبنای خلق رمانهای خود قرار داده و شیوه رئالیسم جادویی را برای آفرینش داستانهای خود به کار بردهاند. رمان اهل غرق از نظر به کارگیری عناصر سحر و جادو و وهم و خیال پررنگتر است و رمان طبل حلبی، نمونههای بیشتری از مؤلّفههای دوگانگی و سکوت اختیاری داراست.