نظریه بینامتنیت یا متنپنهان یکی از نظریههای ادبی معاصر است، که ژولیا کریستوا در دههی شصت قرن بیست میلادی آن را ابداع کرد. افراد زیادی در شکل گیری این نظریه تاثیرگذار بودهاند. از میان این افراد دیدگاههای کاربردی ژرار ژنت و مایکل ریفاتر با شعر فارسی انطباقپذیرتر است. این رساله به خوانش اشعار قیصر امینپور بر مبنای رویکرد بینامتنیت ژنت و ریفاتر می پردازد و هدف از آن دست-یابی به مضامین اصلی و خوانش درست از این اشعار است. خوانش واقعی بیشتر اشعار امینپور به دلیل رمزگانها و نشانههای ضمنی نیازمند تحلیل و بازیابی پیشمتنهاست. پرسش این است؛ که آیا امکان تحلیل شعر امینپور و بازنمایی پیشمتنهای شعر امینپور با قواعد بینامتنیت ژنت و ریفاتر وجود دارد؟ برای پاسخ، ابتدا تطبیقپذیرترین پیشنهادات ژنت و ریفاتر با شعر فارسی، تلفیق و تبیین شد. بر اساس نظریه ژنت، گونههای بیشمتنیت و بینامتنیت صریح، غیرصریح و ضمنی و براساس نظریه ریفاتر نادستور زبانی، انباشت، معنابن، نظام توصیفی، هیپوگرام و ماتریس شعر امینپور تحلیل گردید، و متن پنهان اشعار امین-پور و روابط بینامتنی آنها آشکار شد. با تحلیل این اشعار و آشکار ساختن متنهای پنهان آنها خوانشی جدید ارائه گردیده است.