داستاننویسی به شیوه جدید از مهمترین و عمدهترین بخشهای ادبیات معاصر فارسی به شمار میآید که بهخوبی توانسته است تصویری از جامعه ایرانی را در خود به نمایش بگذارد. از مهمترین شخصیتهای مطرح در این نوع ادبی، شخصیت زنان است. پرداختن به شخصیت زن در داستاننویسی معاصر از دوره مشروطه به بعد محل توجه بیشتر نویسندگان بوده، از زوایای مختلف بدان پرداختهاند. مکتب رئالیسم بیش از هر مکتب دیگری موفق به بازنمایی شخصیت زنان و نقش و جایگاه آنان در عرصه داستان بوده است. بررسی جایگاه زنان در آثار نویسندگان شاخصی چون گلشیری، عباس معروفی و...با توجه به جایگاه مهم ادبی و تأثیرگذار آنان در دنیای داستاننویسی حائز اهمیت بسیار است بهگونهای که میتوان از آن بهعنوان مؤلفهای مهم برای بررسی جریانهای داستاننویسی نیز یادکرد. نظر به این اهمیت، پژوهش حاضر بر آن است با روشی توصیفی- تحلیلی، با توجه به جایگاه زن در جامعه، از ورای سه اثر رئالیستی شازده احتجاب، گرگ و سمفونی مردگان به موضوع بازتاب و بازنمایی شخصیت زن در داستاننویسی معاصر ایران بپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این آثار، آثاری واقعگرا در جهت نشان دادن وضعیت زنان در دوران قاجار و پهلوی هستند و این نویسندگان بینش مشابهی درباره زنان دارند. زندگی زنان در این داستانها به دلایلی چون جبر جامعه مردسالار، فرهنگ نابهنجار غالب بر عرف و اجتماع و ناآگاهی آنان نسبت به حقوق فردی و اجتماعی خود همگی به یأس، مرگ و گمگشتگی زندگی آنان ختم شده است