ادبیات تطبیقی در مفهوم فرانسوی آن امکان درک شباهتها و یا تفاوتهای موجود در بین آ ثار ادبی را فراهم مینماید. ادبیات گوتیک به عنوان یکی از شیوههای داستاننویسی، ژانری است که در قرن هیجدهم ظهور یافت و ویژگی عمده آن ایجاد ترس، وحشت، خلق فضاهای موهوم و مالیخولیایی با تکیه بر شخصیتهایی روانرنجور بود. هورات والپول، اولین رمان گوتیک را با عنوان قلعه اوترانتو در سبال ۱۷۶۴ نوشت و پس از او نویسندگان بسبیاری راه او را ادامه دادند. جریان داستاننویسی فارسی معاصر نیز از این ژانر تاثیر پذیرفت و آ ثار بسبیاری در این حوزه به نگارش درآمد. با وجود این تاثیر پذیری، جای خالی بررسی تطبیقی این ژانر در آ ثار نویسبندگان اروپایی و ایرانی مشهود است . این پژوهش با روش تطبیقی - تحلیلی به بررسی آن دسته از آ ثاری پرداخته است که قرابت و همخوانی بیشتری با شاخصهها و مؤلفههای ادبیبات گوتیک دارند و بر اساس اصول مکتب فرانسه، وجوه اشتراک و افتراق آنها را بررسی، تحلیل و مقایسه کردهاست . یافتههای پژوهش نشان میدهد که نویسندگان ایرانی تاکیدی در استفاده مستقیم از اصول این مکتب نداشتهاند، هر قرابتی که بین آثار این نویسندگان با گوتیک نویسان اروپایی وجود دارد، بیشتر محصول تاثیرپذیری غیرمستقیم این نویسندگان از داستانهای گوتیک در ادبیات جهان است. بر این اساس باید گفت، تاثیرپذیری داستاننویسان ایرانی از این مکتب به سه شیوه تقلیدی، دگردیسی و ابتکاری بودهاست.