از دیدگاه پل گرایس، استاد فلسفۀ تحلیلی در سدۀ بیستم میلادی (1913 1988م)، شکلگیری هر گفتگویی در گرو رعایت چهار شرط بنیادین است. این اصول که عبارتند از اصلِ کمیّت، اصلِ کیفیّت، اصلِ ربط و اصلِ رعایتِ عرف و روش، به اصول همکاری گرایس مشهور شدهاند. او که با توضیح و تبیین این اصول توانسته نظریۀ کارآمدی در بیان معانی ضمنی جملات عرضه کند، نشان داده است که نقض یک یا چند اصل از اصول یادشده بهسبب اغراض خاصی اتفاق میافتد. با کاربست این نظریه میتوان معانی ضمنی متون بهویژه نوع مناظره را که مبتنی بر گفتگو است، تحلیل کرد. مناظرۀ خسرو و فرهاد از معروفترین مناظرههای تاریخ ادبیات فارسی است که در همۀ ابیات آن یک یا چند اصل از اصول گرایس نقض شده است. در پژوهش حاضر که به شیوۀ توصیفی-تحلیلی انجام گرفته، مصادیق نقض اصول گرایس در مناظرۀ یادشده از نظامی و ترجمۀ کُردی آن از خانای قبادی بررسیشده و تأثیر نقض این اصول بر ترجمۀ مذکور بیانشده است. نتایج پژوهش بیانکنندۀ آن است که بسامد بالای تخطی از اصول ارتباط و کیفیّت در شعر نظامی، علاوه بر فضاسازی و ایجاد معانی هنری، ترجمه و تقلید از این متن را دشوار ساخته است. به همین دلیل خانای قبادی برای ایجاد فضای هنری ناگزیر با حذف بخشی از مناظره، به اطناب روی آورده و اصل کمیّت را نقض کرده است.