باورها و اعتقادات به عنوان یک نظام گستردۀ اجتماعی خود بخشی از نظام گسترده تر فرهنگ و دانش عامه به شمار میآیند که شیوۀ حفظ و انتقال آنها به عنوان میراث مشترک زندگی اجتماعی یک گروه عمدتا سینه به سینه و شفاهی بوده است. خاستگاه بخشی از این باورها و اعتقادات(خرافی یا غیرخرافی )، عکسالعمل انسان در مقابله با طبیعت و محیط اسرارآمیز پیرامون وی بوده که در مواقع حساس و لحظههایی که عدم اعتماد و اطمینان به آینده وجود داشته،حادث میشده است. توجه به این باورها و عمل بر پایۀ آنها، افراد را از تدبیر مسائل بر اساس منطق و برنامه ریزی باز میداشته است. این مقاله با هدف گشودن دریچهای برای شناخت هرچه بیشتر فرهنگ مردم ایلام و به طور اخص، باورها و اعتقادات آنان، ضمن به دست دادن تعدادی از باورها و اعتقادات عامیانه (بدون تأیید درستی یا نادرستی آنها)، موارد کاربرد آنها را نیز نشان داده است. برای گردآوری اطلاعات از شیوۀ کتابخانهای و مصاحبه با کهنسالان استفاده شده است. نتیجۀ پژوهش نشان میدهد که انسانها با هر نوع بینش و دیدگاهی، خواسته یا ناخواسته، هرگز نمیتوانند به طور کامل از این باورها و اعتقادات چشم بپوشند و آنها را بر کنار نهند.