بحث بهشت و جاودانگی در ادامه حیات و زندگی پس از مرگ از مباحث مهم و بنیادین ادیان الهی به شمار می رود.این مسئله با رویکرد فلسفی و کالمی ،عرف انی و قرآنی مورد توجه اندیشمندان مذهبی به خصوص علما و عرفای مسلمان واقع شده است. بهشت و جهنم در واقع حقیقت وجود خود آدمی است و بهشت وجهنم نهایی،محصول تعامل مشترکی است که بین وجود آدمی با عوامل وجودی خارج از او پدید می آید و افکار و نیات و اعمال او تاثیر بی بدیل در چگونگی این تعامل دارند.بهشتیان کسانی هستند که به تصریح قرآن،در ترازوی اعمال، کفه ی کارهای نیک شان از کفه ی بدی هاشان سنگین تر است. این مقاله در پی آن است تا دیدگاه و شیوه ی مولوی رو در دعوت به بهشت تحلیل کند و مولوی در توصیف سرای جاوید، قیامت را القاء الهی و بهشت را زمان وصال با یار دانسته است و دوزخ را لحظه فراق از یار.