موضوع این مقاله بررسی آسیبهای فرهنگی و اجتماعی ناشی از سبک معماری و شهرنشینی جدید از منظر یک رماننویس میباشد و میخواهد نشان دهدکه این مسئله چگونه در رمان امروز انعکاس یافتهاست. به همین منظور رمان«رهش» نوشتۀ رضا امیرخانی به روش توصیفی مطالعه و تحلیل گردید. نتایج نشان می دهدکه یک رماننویس چگونه به همه جزئیات و آسیبهای شهر نشینی توجه کرده و با نگاه طنزآمیز به آن پرداخته است. امیرخانی در این رمان، ضمن صراحت در بیان واقعیات، موضوع آسیبهای ناشی از شهرنشینی جدید را در شهری مثل تهران، از چندین دیدگاه زیستمحیطی،اجنماعی و فرهنگی،اقتصادی و سیاسی، مورد توجه قرار داده و آن را با چاشنی طنز هم آمیختهاست و به مواردی از قبیل: به وجود آمدن تنش در روابط خانوادگی، ایجاد فاصله در روابط همسایگان، از بین رفتن آداب و رسوم سنتی، جایگزینی مظاهر غربی به جای هنر و معماری ایرانی و اسلامی و از همه مهمتر نقش سیاسی کاری مسسئولان شهری در ایجاد آلودگی محیط زیست شهری اشاره نمودهاست و عنوان رمان خود را شکلی وارونه از شهر قرارداده تا القا کند که نظم طبیعی شهر به هم خورده و دچار وارونگی شده است.